آرشیوب
به گزارش مشرق، از اولین گروه های متولد دهه 60 که می توان گفت وارد بازار رسمی کار کشور شده اند شاید 12 سالی گذشته باشد ولی هنوز تمام متولدین میلیونی متقاضی کار این دهه امکان ورود به بازار کار کشور را نیافته اند و برخی دانشگاه رفته های این گروه سنی دو سه سالی است که وارد بازار کار شده اند. البته آنهایی که به دنبال تحصیلات بالاتر از مقطع کارشناسی بوده اند که شاید هنوز فرصت جدی برای جستجوی شغل را نیافته باشند.

در عین حال، میلیون ها نفر از متولدین دهه 60 در حال حاضر در بازار کار کشور مشغول به فعالیت هستند و در بخش های مختلف کشور حضور دارند. طبق اعلام مرکز آمار ایران بین 37.55 تا 42.29 درصد از کل جمعیت 60 میلیون نفری کشور در فاصله سال های 1355 تا 1370 جوان بوده اند که یک جمعیت تقریبا 24 میلیون نفری را تشکیل داده اند.

بر اساس سرشماری های صورت گرفته در کشور، متولدین دوره 55 تا 70، از پرجمعیت ترین گروه های جوان کشور بوده اند و پس از آن همزمان با کاهش تولدها در کشور، به یکباره درصد جوانان در سرشماری های صورت گرفته در دهه 80 افت کرد.

طبق آخرین سرشماری صورت گرفته در سال 90 توسط مرکز آمار ایران، تنها 23.4 درصد جمعیت کشور را جوانان تشکیل می دهند که نسبت به دوره 15 ساله 55 تا 70 تقریبا به نصف کاهش یافته و جمعیت کشور به سمت میانسالی و بلکه پیری در حال حرکت است.

هرچند می توان انتظار داشت به دنبال کاهش میزان تولدها و کم جمعیت تر شدن خانواده ها در سال های بعد از دهه 60، از چندسال آینده وضعیت بازار کار کشور اندکی بهبود یابد و کشور بتواند پیک تقاضا برای کار را پشت سر بگذارد؛ اما افت جمعیت ایران در سال های اخیر در حال حاضر به یک نگرانی جدی سیاست گذاران کشور تبدیل شده و اخیرا مجلس نیز دست به تدوین آئین نامه ها و قوانینی در اینباره زده که هنوز مشخص نیست تا چه حد صدور آئین نامه و دستورالعمل می تواند در تغییر نگرش خانواده ها نسبت به فرزندآوری موثر باشد.

بررسی نتایج آخرین سرشماری کشور نشان می دهد که تعداد جوانان کشور از 24 میلیون نفر سال های 55 تا 70 به 17.5 میلیون نفر کاهش خواهد یافت و این مسئله می تواند منجر به دستیابی آسانتر متقاضیان شغل به بازار کار در سال های آینده و در افق 1400 شود.

کارشناسان بازار کار کشور می گویند تغییرات یکباره جمعیتی در دهه 60 منجر به وارد آمدن فشار بیش از حد به بازار کار کشور در یک دهه اخیر شده و این مسئله باعث بروز نگرانی های فراوانی برای جوانان و خانواده ها در یافتن شغلی مناسب و دارای امنیت شده تا جایی که امروز عبور از مانع بیکاری؛ از بزرگترین و جدی ترین مسائل خانواده ها به شمار می رود.

قبل از این وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن هشدار نسبت به بزرگ بودن عدد بیکاری در کشور پُرجمعیت بودن تعداد متقاضیان کار، اعلام کرده بود پیک تقاضا برای کار دستکم تا نیمه دهه 90 نیز ادامه خواهد داشت. در این رابطه مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور گفته بود پیک تقاضا برای کار تا سال 96 ادامه خواهد داشت و تا سال های آینده، شرایط دشواری را در بازار کار کشور خواهیم داشت.

انباشته شدن تقاضای کار متولدین دهه 60 و تاخیر در ورود آنها به بازار کار به دلایلی همچون ناتوانی در یافتن شغل مناسب و یا تحصیلات دانشگاهی باعث شده تا با وجود باقی بودن تقاضاهای فراوان شغلی از سوی متولدین این دهه، متقاضیان شغلی دهه 70 نیز وارد مسابقه شغل یابی با آنها شوند.

در فاصله سال های 65 تا 75 بر جمعیت کشور حدود 11 میلیون نفر اضافه شده و از حدود 49 میلیون و 500 هزارنفر به 60 میلیون و 500 هزارنفر رسیده است. هم اکنون بخش بیشتر متقاضیان شغلی دهه 60 مربوط به متولدین بعد از نیمه دهه 60 است. جوانان متولد سال 65 امروز 28 ساله شده و اگر وارد بازار کار کشور نشده باشند، قطعا در جستجوی شغل هستند.

در عین حال، متولدین سال 70 به سن 23 سالگی رسیده اند و در حال ورود به بازار کار هستند و یا از متقاضیان جدی شغل در آینده بسیار نزدیک خواهند بود؛ بنابراین با وجود اینکه شرایط بازار کار کشور در 8 سال گذشته تغییر محسوسی نداشته و مجموعه سیاست های اجرا شده در سال های گذشته در زمینه اشتغال زایی، موفق نبوده است؛ انتظار می رود موج جدیدی از تقاضا برای کار در کشور اینبار از سوی متولدین دهه 70 شکل بگیرد.

هم اکنون جوانان متولد بین سال های 70 تا 75 در سنین 18 تا 23 سال قرار دارند. این گروه از جمعیت جوان کشور یا مشغول اتمام تحصیلات متوسطه، تحصیل در دانشگاه، انجام خدمت نظام وظیفه (درباره مردان) و یا تلاش برای انجام تحصیلات تکمیلی هستند، اما بزودی همه آنها به یک متقاضی جدی شغل در کشور تبدیل خواهند شد و خواسته اول آنها اشتغال خواهد بود.

حتی اگر بتوان امیدوار بود سیاست های جدید جمعیتی کشور در سال های آینده بتواند موفق شود نظر خانواده ها را نسبت به تعداد فرزندان تغییر دهد و خانوارها از تک فرزندی به سمت چندفرزندی حرکت نمایند، قطعا افت جمعیتی دهه 80 تا سال های اولیه دهه 90، در فاصله سال های 1400 تا 1410 در بازار کار کشور نمایان خواهد شد و در آن سال ها، بازار کار با تراکم کمتری از تقاضا برای شغل مواجه خواهد شد.

اما برای امروز، علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و چندین مقام ارشد دیگر دولت تدبیر و امید هشدار داده اند بازار کار در شرایط بحرانی قرار دارد، چند میلیون متقاضی کار تحصیل کرده در مسیر بازار کار قرار دارند و کشور نیازمند اجرای سیاست های فوری تاثیرگذار بر وضعیت اشتغال است.
منبع : مهر
۱۳٩۳/۳/۱٧ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | arshiweb | نظرات ()

چگونه در شبکه های اجتماعی شغل پیدا کنیم؟

 


آیا شما تا به حال از رسانه‌های اجتماعی برای پیدا کردن یک شغل استفاده کرده‌اید؟ یا به عنوان کارمند بالقوه ظاهر شده‌اید؟ آیا شما فکر می‌کنید کارفرمایان باید برای تصمیم‌گیری در مورد استخدام افراد برمبنای پروفایل‌های آنان در رسانه‌های اجتماعی عمل کنند؟


رسانه‌های اجتماعی همواره یک روش بسیارخوب برای یافتن فرصت‌های شغلی بوده‌اند. از آنجا که این رسانه‌ها به شما اجازه می‌دهند تا با افراد آنلاین، ارتباط برقرارکنید؛ بنابراین یافتن فرصت‌های شغلی بیشتر درمقایسه با زندگی واقعی را برای شما آسان‌تر می‌سازد. شما می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد ارتباطات با دیگران پیرامون رشته و تخصص خود استفاده کنید، ازفرصت‌های شغلی بالقوه و همکاری با افراد دیگر که علاقه‌مندی‌های شما را به اشتراک می‌گذارند، آگاه شوید و یا حتی خودتان را به عنوان فرد بسیار آگاه و متبحر در زمینه  تخصص خود معرفی کنید.

 

زمانی که درمورد یافتن شغل از طریق رسانه‌های اجتماعی صحبت می‌شود، بسیاری افراد به لینکداین فکر می‌کنند- به این دلیل که این رسانه اجتماعی یک پلت فرم برای افراد حرفه‌ای در همه تخصص‌های متنوع دنیاست ـ با این حال کارهای دیگری نیز وجود دارد که شما می‌توانید انجام دهید و شبکه‌های اجتماعی دیگری که می‌تواند به همان اندازه به شما کمک کند.

باید به این نکته نیز توجه داشت که همانطور که رسانه‌های اجتماعی می‌تواند به شما در یافتن شغل کمک کند، واقعا قادراست تاثیر منفی نیز برجستجوی شغلی شما داشته باشد.

لیلاچ بولاک، مشاور رسانه‌های اجتماعی و بنیانگذار Socialable.co.uk، در این مقاله نکاتی درخصوص نحوه استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای یافتن شغل بیان می‌کند:

پروفایل شما در رسانه‌های اجتماعی

اولین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید پروفایل‌ رسانه‌های اجتماعی که درآن عضو هستید، کامل هستند و حداقل کمی نگاه حرفه‌ای به آنها داشته باشید.

اطمینان حاصل کنید که آنها تمام اطلاعات مربوط به شما به خصوص گذشته علمی و تجربه کاری قبلی شما را ارائه می‌دهند؛ تصویر پروفایل شما نیز بسیار مهم است و احتمالا به شما خیلی کمک خواهد کرد. قاعدتا نباید توقع داشته باشید با هر تصویری استخدام شوید!

باید به این نکته نیز توجه داشت که همانطور که رسانه‌های اجتماعی می‌تواند به شما در یافتن شغل کمک کند، واقعا قادراست تاثیر منفی نیز برجستجوی شغلی شما داشته باشد

بیشترکارفرمایان، به طورفزاینده‌ای پروفایل‌ رسانه‌های اجتماعی افراد را برای ایده گرفتن و درک این موضوع که با چه شخصیتی روبروهستند، ارزیابی می‌کنند و به عنوان یک فاکتوربسیارمهم  تصمیم گیری درمورد استخدام یا عدم استخدام فرد لحاظ می‌شود. بنابراین ایده خوبی است که قبل ازارسال مطلب جدید و یا قراردادن یک تصویر جدید بر روی پروفایلتان، دوبار درمورد آن فکر کنید.

مطالعه انجام شده توسط موسسه CareerBuilder و به نقل از فوربس نشان داده است که “37 درصد از کارفرمایان ازشبکه‌های اجتماعی برای غربال کردن متقاضیان شغلی استفاده می‌کنند “ و “34 درصد از کارفرمایانی که به بررسی پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی افراد می‌پردازند، اظهار کردند که به مواردی دست یافته‌اند که باعث عدم استخدام متقاضیان شده است”‌. برخی از این موارد که باعث شد کارفرمایان پس از بررسی پروفایل رسانه اجتماعی متقاضیان کاراز استخدام آنها منصرف شوند عبارتند از:

 

شواهد شرب خمر/ یا استفاده از مواد مخدر

مهارت‌های ارتباطی ضعیف در مشخصات نمایش داده شده

گفته‌ها و نکات منفی توسط کارفرمایان قبلی

اظهارنظر‌ها و یا کامنت‌های تبعیض آمیز در مورد نژاد، جنسیت یا مذهب

دروغ‌گویی و یا عدم بیان واقعیت درمورد مدارک تحصیلی

بنابراین، اگر شما به دنبال یک شغل هستید (یا حتی می‌خواهید شغل فعلی خود را نگه دارید) بهتر است از بیان مطالبی که شما را در وضعیت نامطلوب قرار می‌دهد، خودداری کرده و درعوض دستاوردها و نکات مثبت خود را برجسته نمایید.

نکته دیگر اینکه هرچند وقت یکباراقدام به ارسال محتواهایی کنید که با رشته و کار شما مرتبط باشد و نشان دهد که که شما به کار خود علاقه مند و در این زمینه پرشور هستید.

راه اندازی یک وبلاگ یا وب‌سایت

اگر وقت داشته باشید (و دانش برای یک موضوع)، شما می‌توانید وبلاگ خود را با موضوعات انتخابی که به زمینه کاری شما مرتبط است، راه اندازی کنید. با این روش شما قادرهستید پست‌های وبلاگ خود را دررسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید و همچنین به کارفرمایان بالقوه نشان دهید که درمورد موضوع مورد نظر، اطلاعات بسیاری دارید و به آن علاقه‌مند هستید. بعلاوه شما هم اکنون یک وب سایت دارید که می‌توانید ازاکانت‌های رسانه‌های اجتماعی خود بر مردم نظارت کرده و یا آنها را راهنمایی نمایید. این نشان می‌دهد که شما ابتکارعمل دارید و واقعا به کار خود علاقه مند هستید، همین امر تاثیرگسترده‌ای به همراه داشته و شما را از افراد دیگر جویای کار جدا می‌سازد.

شما می‌توانید وب سایت خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که نمونه کارهای شما در آن نمایش داده شود و آن را به رزومه کاری برای هر فردی که مایل به بررسی آن می‌باشد، تبدیل کنید. مطمئن شوید که لینک‌ها به وبلاگ و یا وب سایت خودتان برروی پروفایل همه رسانه‌های اجتماعی قرارداده‌اید و به راحتی قابل دسترس می‌باشند.

شبکه و تعامل؛ راه را باز کنید!

بهترین راه برای پیدا کردن فرصت های شغلی جدید شبکه‌ها هستند. رسانه‌های اجتماعی یک راه آسان برای ملاقات با افراد جدید و ایجاد روابط با آنها ارائه می‌دهند. سعی کنید با استفاده از این رسانه‌ها با افراد جدید صحبت کنید،ازطریق کامنت‌، به اشتراک‌گذاری و لایک کردن مطالب با آنها تعامل داشته باشید و تا آنجا که ممکن است فعال باشید.

شرکت‌هایی را که به آنها علاقه‌مند هستید لایک و آنها را دنبال کنید، درارتباط با رشته و تخصص کاری خودتان با آنها وارد گفتگو شوید تا به آنها نشان دهید که فرد بسیارباهوش و مطلعی هستید  و می‌توانید ارزش واقعی خود را در اختیار کارفرمایان بالقوه قرار دهید. همچنین سعی کنید به نوبه خود به طور منظم به سوالات دیگران پاسخ داده و یا محتوا و مطالب متعدد ارسال نمایید.

 

لینکداین کاریاب آنلاین!

لینکداین شاید انتخاب اول افراد باشد زمانی که می‌خواهند از رسانه‌های اجتماعی برای یافتن شغل استفاده نمایند.

اولین چیزی که شما باید انجام دهید این است که از کامل بودن مشخصات خود مطمئن شوید. یک تصویر پروفایل بزرگ، اطلاعات به روز درباره دستاوردهای گذشته، معلومات و هنرها و همچنین یک لیست کامل از تجربیات کاری و لینک کردن آنها به پروفایل‌های سایررسانه‌های اجتماعی، وب سایت‌ها و وبلاگ‌ها. برای بهترساختن پروفایل خود شما می‌توانید از ویژگی‌های رسانه‌های غنی (مترادفی برای چند رسانه‌‌ای های تعاملی) استفاده کنید تا «به طوربصری داستان حرفه‌ای و دستاوردهای خود را به نمایش بگذارید». این کارقطعا شما را مجزا از سایر جویندگان کارقرار می‌دهد. همچنین وبلاگ خود را به پروفایل لینکداین لینک کنید به طوری که آخرین پستهای‌های بلاگ به همان صورت درآنجا نیز ارسال می‌شود.

هنگامی که انجام کارهای پروفایل به پایان رسید، فهرست ارتباطی خود را تهیه کنید. به دنبال افرادی باشید که ملاقات کرده‌اید و سپس ازمنوی معرفی برای برقراری ارتباط با افراد دیگر استفاده نمایید.

اگر شرکت‌هایی را می‌شناسید که مایل هستید درآنجا مشغول بکار شوید، در جستجوی افرادی باشید که برای این شرکت‌ها کارمی‌کنند و سعی کنید در صورت امکان ازطریق ارتباطات دیگر خود با آنها درارتباط باشید.

به گروه‌هایی بپیوندید که مرتبط با رشته و تخصص شما هستند و به طور منظم با دیگر کاربران این گروه در تعامل باشید. سعی کنید به سوالات دیگر اعضاء گروه پاسخ داده و تا بیشترین حد ممکن با آنها در ارتباط باشید.. شما همچنین می‌توانید با انتخاب گزینه دریافت خلاصه روزانه هریک از گروه‌ها ازطریق ایمیل، مطمئن باشید که هیچ چیز را از دست نخواهید داد

توییتر در وازه ایجاد ارتباط و گفت‌وگو

توییتر راه بسیار آسان و ساده ای برای ارتباط با مردم برقرار و توسعه روابط جدید فراهم می‌کند. بر خلاف بسیاری از شبکه‌های اجتماعی دیگر، کاربران توییتر به ندرت پروفایل های خصوصی دارند و به راحتی می‌توانید با کاربران دیگر وارد گفتگو شوید.

ابتدا شروع به دنبال کردن شرکت‌هایی باشید که آنها را برای کار ترجیح می‌دهید. ترسی نداشته باشید ازاینکه درمورد تمایلشان به استخدام افراد جدید سوال کنید. در بدترین حالت، آنها یا به شما پاسخ منفی می‌دهند و یا اصلا پاسخ نمی‌دهند. با دقت به توییت‌های آنها توجه داشته باشید تا اگردر مورد هرگونه فرصت شغلی توییتی منتشر شد، به سرعت بتوانید پاسخ دهید.

اگر شرکت‌هایی را می‌شناسید که مایل هستید درآنجا مشغول بکار شوید، در جستجوی افرادی باشید که برای این شرکت‌ها کارمی‌کنند و سعی کنید در صورت امکان ازطریق ارتباطات دیگر خود با آنها درارتباط باشید

همچنین می‌توانید به جستجوی کلمات کلیدی بپردازید تا اگرفردی به دنبال استخدام درزمینه رشته و تخصص شماست، از آن مطلع شوید.. شما متوجه خواهید شد که بسیاری از کسب‌و‌کارها، پیشنهادات شغلی خود را بر روی توییتر آگهی می‌کنند؛ بنابراین هرگز نمی‌دانید چه زمانی ممکن است شانس به شما روی آورد. ابزارهایی مانند TwitJobSearch نیزکمک می‌کند تا به سادگی کلمات کلیدی را در نوار جستجوی خودش وارد کنید و ازهمه فرصت‌های شغلی موجود که با معیارهای شما مطابقت دارد، باخبر شوید. آنها بیش از 193 هزار پیشنهاد شغلی را تنها در30 روزگذشته ازتوییترارایه دادند.

فیس بوک و گوگل پلاس؛ حضور در گروه‌ها

هنگامی که یافتن شغل به فیس بوک وگوگل پلاس کشیده می‌شود، توصیه می‌شود به گروه‌ها و جوامع برای شبکه شدن با مردم بپیوندید. این یک روش عالی برای ملاقات با افراد جدید است و با امیدواری، فرصت‌های شغلی پیدا می‌کنید. سعی کنید به طورمنظم با دیگراعضا تعامل داشته باشید و مراقب هرنوع پیشنهادی باشید.

بعلاوه می‌توانید صفحات شرکت‌ها را دنبال کنید و سعی کنید با آنها ارتباط برقرارکرده و خودتان را بشناسانید.

در حالت کلی، اطلاعات کامل و حرفه‌ای از خودتان ارائه دهید. سعی نکنید درباره مهارت‌های خود دروغ بگوید، سعی کنید، خودتان باشید.

منبع

۱۳٩٢/۱۱/۱٠ | ۳:٢٧ ‎ق.ظ | arshiweb | نظرات ()
چگونه شغل مناسبی پیدا کنیم ؟  

اکثر افراد دائما به دنبال مشاغل جدید هستند ، حوزه ها و بخشهای فعالیتشان را تغییر می دهند ، حتی گاهی وارد مشاغل جدید و حرفه های تازه می شوند . آنان بدنبال چیزی هستند که ما آنرا تحت عنوان شغل مناسب و ایده ال بیان می کنیم . برای فهم این پرسش و شناخت تواناییهایتان باید استعدادهایتان را ارزیابی کنید تا بتوانید به دیدی روشن برسید . بدین منظور سعی داریم تا شما را با تمامی ابعاد و زوایای یک شغل ، تاثیرات فردی و اجتماعی آن ، محیط کار ، حقوق و مزایا ، فرصتهای قابل پیشرفت و تمامی زوایای ارزشی آن آشنا کنیم .

اما نظرتان درباره خود شغل چیست ؟ چگونه تمامی این موارد و نتایج را در چهارچوب ارزشهای شغلی خود ارزیابی می کنید . برای یافتن شغل مناسب ابتدا باید شناخت کاملی از خود و استعدادهایتان داشته باشید . در این مقاله کلیدهای اصلی راه شناخت و پاسخ مسائل را بررسی می کنیم ، تا سوال کلیشه ای چه شغلی برایم مناسب است را پاسخ دهیم .
 

به دوران کودکی تان فکر کنید !

 

آنگاه که کودکی 10 ساله بودید ، چه آرزویی داشتید ؟ می خواستید زمانیکه بزرگ شدید چکاره شوید ؟ شاید به نظرتان مضحک باشد که آرزوهای خام کودکی را در قالب بازگشت ناپذیر جوانی در جستجوی شغل مورد علاقه تان جامه عمل بپوشانید . آری ، واقعیت این است که شما تمام سالهای جوانی را به بطالت گذراندید ، سالهایی که آغاز یک موفقیت بود . حتی اگر در رویاهایتان خود را رئیس جمهور، یا یک سوپراستار و برنده جایزه اسکار فرض می کردید ، باز هم در این مرحله از زندگی به شما کمکی نمی کرد و کاربردی در زندگیتان نداشت . به همین دلیل مشاغل مشابه آنها را فرض کنید . بجای فرار از واقعیت و گریز از لحظه های دشوار زندگی ، در برابر سختیها مقاومت کنید . موانع و مشکلات را بشناسید و دربرابر آنها بایستید . از جستجو برای یافتن شغل مورد علاقه تان ناامید نشوید ، اگر بخواهید می توانید از یک کارمند ساده به مدیری با تجربه ارتقای شغلی یابید ، در واقع حقیقت زندگی چیزی فراتر از رویاها وآرزوهای شماست . هیچ گاه جامعه و دولت صرفا شما را به دلیل داشتن رویای شغلی زیبا در دوران کودکی مورد تقدیر قرار نمی دهند ، حقایق زندگی مبتنی براصول هدفمند و منطقی پایه گذاری شده اند که فوق العاده دقیق و خدشه ناپذیرند . باید بپذیرید که دوران کودکی با تمام وقایع تلخ و شیرینش ، با تمام حوادث و اتفاقات به یاد ماندنی و تکرارناپذیرش و تمامی آرزوها ورویاهای شیرینش پایان یافته است و شما آن کودک محبوب دیروز نیستید ، بلکه جوانی سرشار از انرژی هستید که باید مسیرسبز زندگیتان را در چهارراه حوادث بیابید . اگر نتوانستید شغل دلخواه دوران کودکی را بدست آورید ، شغلی مشابه و همسو با آن را برگزینید . مثلا اگر بازیگری و سوپراستارشدن رویای شغلی شماست ، به مشاغل رسانه ای ، ، تبلیغات و روابط عمومی و امثال آنها که رابطه نزدیکی با دنیای تصویرو بازیگری دارند بپیوندید .

 

 به کلاسهای مورد علاقه تان از دبیرستان تا دانشگاه بیاندیشید !

 

حتما در کلاسهای دوره دانشجویی به درس و استاد خاصی علاقمند بوده اید و نمرات درخشانی دریافت کرده اید ، اگر تمامی جزییات آن به ذهنتان نمی رسد ، زیاد مهم نیست ، هدف شناسایی و کشف استعداهای نهفته شماست ، تا بدین روش با توجه به علاقه و استعدادتان پلی عمیق میان رویای کودکی ، استعداد غریزی و در نهایت شغل دلخواه ایجاد شود . اگر شیفته تاریخ و هنر و باستان شناسی هستید ، مشاغل مورد علاقه تان را در موزه و کتابخانه جستجو کنید . اینها گزینه های مرتبط با دروس مورد علاقه شما هستند . حتی می توانید در سایر بخش های مرتبط مانند تبلیغات ، مدیریت ، مسئول گروه های بازدید کننده ویا حتی بخش مالی موزه همکاری کنید اگر درس تاریخ به نظرتان جالب نیست ، شاید روانشناسی مورد علاقه تان باشد ، اگربه هدفتان در روانشناسی نرسیدید ، باز هم مشاغل مرتبط با آن را جستجو کنید . شاید شما شخصی باشید که به دیگران در رسیدن به اهدافشان در درس ، کار و مسائل دیگر کمک می کند و از راهنمایی کردن لذت می برد ، پس بدنبال مشاغلی نظیر دبیر ، فروشنده و مهماندار باشید ، مطلقا از کار در چنین فضایی لذت خواهید برد . بی شک با تفکری عمیق تر نسبت به کلاسها و علایق دوران تحصیل می توانید بیش از پیش با استعداها و خواسته هایتان آشنا شده و از مشاغل و تجربیات دیگران در انتخاب شغلتان بهره جویید .

 

ابعاد شغلتان را مورد ارزیابی قرار دهید !

 

 مهمترین معیارهای انتخاب شغلتان چه چیزهایی هستند ؟ اندکی تعمق در این باب بسیار حائز اهمیت است . به خودتان و تواناییهایتان بیاندیشید ، چه مواردی در شغل فعلی موجب ناراحتی شما می شوند ؟ آیا واقعا احساس می کنید که فرصتهای دیگر شغلی را از دست داده اید ؟ شغل ایده آل شما تلفیقی از تاثیرات و امواج مثبت است که با ورود به عرصه زندگی انفعالات شگرفی ایجاد می کند ، امواج منفی را از زندگی و محیط شما پاک می کند و پنجره ای نو به جهان می گشاید . مثلا اگر به اعداد وآمار علاقمندید و از کار ثابت در یک شرکت و فروشگاه ناراضی هستید ، شغلتان را عوض کنید ، ایده آل ها و علایق شما در شغل مشاور یک شرکت ویا موسسه نهفته است . شغلی فوق العاده تحلیلی و حساس که نگرش های متفاوتی ایجاد می کند ، هر روز با مخاطبان جدید و انواع تفکرها و اعتقادات آشنا می شوید .

 

اگر به پزشکی ، پرستاری و حضور ساعات طولانی در اتاق های پراسترس عمل و اورژانس بیمارستان علاقمند نیستید ، و تنها به دلیل مسائل مادی آنرا انتخاب کرده اید شغلتان را تغییردهید ، شاید شما شیفته کار در بخش پژوهشی و تحقیقی بیمارستان باشید ، اتفاق خاصی نمی افتد و تنها از بخشی به بخش دیگر می روید و حوزه مطالعاتتان افزایش می یابد . انبوه مقالات و منابع برای تحقیق ، چنان وقت شما را می گیرند که دیگر مجالی برای کارهای دیگر باقی نمی ماند و چیزی که مهم است رویای شغلی و خرسندی شماست که به حقیقت پیوسته است . 

 

شغلهای مختلف را تجربه کنید

 

پس از اجرای تمامی این خودکاوی ها و ارزیابی ها خود را در مرحله عمل قرار دهید و جنبه های مختلف خود را بشناسید . چنین ارزیابی هایی با روشی علمی و منطقی زوایای مختلف و استعدادهای شما را نشان داده و راهی نو در پیشبرد اهدافتان فراهم می کند . با اجرای آزمونهای شغلی زمینه ای مناسب برای خود ایجاد می کنید و با تلاش بیشتر کاستی ها را بهبود می بخشید .

 

زمانی مسائل مالی و محل کار تنها دغدغه شما به حساب می آمد ، اما اکنون بار دیگر خود را مورد ارزیابی قرار دهید و این پرسش را دوباره تکرار کنید . چه شغلی مناسب من است ؟ واضح است که نه تنها نگرش شما تغییر یافته است ، بلکه شخصیت شما نیز به مراتب بهتر شده است ، حالا دیگر می دانید به چه شغلی علاقه دارید ، استعدادهایتان را می شناسید و رابطه خوبی با کار و جو حاکم بر آن ایجاد کرده اید . آری ، شناخت مقدمه پیروزی است . باز هم خاطره ای از استادم به ذهنم خطور کرد او می گفت : " برای رسیدن به هدفی که تابحال نتونستی بدستش بیاری ، باید آدم دیگه ای بشوید ".

 

ترجمه: سید رسول میرزایی موسوی

 


منبع

۱۳٩٢/۱۱/۱٠ | ۳:۱٧ ‎ق.ظ | arshiweb | نظرات ()

تکنیک های شخصیت خوانی راهی برای ارتباط موثر شنبه, 14 اردیبهشت 1392 ساعت 07:23 تکنیک های شخصیت خوانی راهی برای ارتباط موثر پل تایگر - باربارا بارون خلاصه کتاب: موضوع کلی کتاب : این کتاب برای هرکسی که با مردم سرو کار داشته باشد و یا نیازمند تماس با دیگران باشد مفید است . این کتاب به سه بخش تقسیم می شود. در بخش نخست درباره تیپ های شخصیتی بحث می کنیم ، با خواندن این بخش از کتاب با تیپ خود آشنا می شوید. در بخش دوم کتاب یعنی سیستم : یادگیری شخصیت خوانی می آموزید که با وبژگی های کلیدی شخصیتی در دیگران با توجه به وضع ظاهر ، طرز کلام ، زبان تن ، شغل و حرفه و علایق آشنا شوید . و در بخش سوم یعنی آشنایی با شانزده تیپ شخصیتی آشنا می شوید . اهمیت کتاب : خواندن این کتاب به لحاظ مختلف و به دلایل گوناگون با بسیاری از کتابهای دیگر تفاوت دارد . در واقع توصیه ما این است که کتاب راهی برای ارتباط موثر را آموزشی برای همه مدت عمر در نظر بگیرید . این صرفا یک کتاب اطلاعاتی معمولی نیست و مانند همه دوره های آموزش زندگی این کتاب می تواند روی شما تاثیر بگذارد و به احتمال زیاد نگرش شما در زمینه های مختلف را به شدت تغییر می دهد . تقسیمات کتاب : بخش اول : تیپ های شخصیتی پیش گفتار فصل 1: اصول تیپ شخصیتی : چرا اینگونه رفتار می کنیم فصل 2: با خود صادق باش بخش دوم : سیستم : یادگیری شخصیت خوانی فصل 3: استفاده از ترجیحات به عنوان سر نخ فصل 4: مشرب : چهار طبیعت متفاوت انسان فصل 5: چرا آنچه را می بینید همیشه آن چیری نیست که بدست می آورید فصل 6: استفاده از سیستم فصل 7: دستیابی به اشخاص : چگونه با انواع تیپ های شخصیتی ارتباط برقرار سازیم بخش سوم : آشنایی با شانزده تیپ شخصیتی فصل 8: آشنایی با سنتی ها : چهار تیپ SJ فصل 9: آشنایی با تجربه کننده ها : چهار تیپ SP فصل 10: آشنایی با ادراکی ها : چهار تیپ NT فصل 11: آشنایی با آرمان گراها : چهار تیپ NF فصل 12: ختم مقال برای شروعی تازه پیش گفتار: شخصیت خوانی یک سیستم معتبر علمی است که به شما امکان می دهد با توجه کردن به سر نخ های متعدد در زمینه های وضع ظاهر ، کلمات مورد استفاده ، زبان تن ، شغل و حرفه ، آموزش و تحصیلات و علایق خاص آنها به اطلاعات یا قیمتی دست پیدا کنید . این نظام منحصر به فرد اطلاع یابی از شخصیتها به شما امتیاز قدرتمندی می دهد تا با انواع مختلف مردم ارتباط موفق تری برقرار کنید .هر انسان یک موجود منحصر به فرد است شخصیتهای انسان ها با هم تفاوت می کند . ویژگیهای انسان را می توان از هم تمیز داد . این کتاب براساس الگوی روان شناسی موثق و با اعتباری به نام تیپ های شخصیتی صورت خارجی پیدا کرده است . از این مهارت در بازرگانی ، آموزش و پرورش ومشاوره در بیست سال گذشته تا حدود زیاد استفاده شده است . شخصیت خوانی بسیاری از مشکلات موجود در زمینه ارتباطهای میان فردی را از بین می برد . هر انسانی موجودی منحصر به فرد است اما احتمالا بعضی ها به یکدیگر شباهت دارند ، عواملی گوناگونی روی رفتار افراد تاثیر می گذارند که از جمله آنها می توان به ژن ها ، طرز تربیت ، استعدادهای درونی ، قابلیت ها ، زمینه های فرهنگی ، مقاطع زمانی و مکانی و موقعیت های ویژه توجه نمود در حالیکه الگوهای رفتاری مختلفی می توانند وجود داشته باشند به این نتیجهرسیده ایم که تیپ شخصیتی ازهمه مفیدتر و اطلاع دهنده تر است . یکی از دلایل آن این است که تیپ شخصیتی به دقت ویژگی های شخصیت را که در تمام اشخاص هست مشخص می سازد . تیپ شخصیتی مفید هم هست زیرا رفتار را به شکلی مثبت و غیر داوری کننده توصیف می کند . البته منظور این نیست که یک تیپ شخصیتی از تیپ دیگر بهتر یا بدتر است . اما اطلاع از تیپ شخصیتی به ما این اطلاع را می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنیم اینگونه متوجه می شویم در چه زمینه هایی به یکدیگر شبیه هستیم و در چه زمینه هایی با هم تفاوت داریم . فصل 1: اصول تیپ شخصیتی : چرا اینگونه رفتار می کنیم قبل از اینکه به تیپ شخصیتی بپردازیم ابتدا کمی درباره ی تاریخچه ی آن می پردازیم . تاریخچه تیپ شخصیتی اولین کسی که به طور مفصل به تیپ های شخصیتی توجه کرد و درباره آن مطلب نوشت ، کارل یونگ سویسی در 70سال قبل بود اما دو زن امریکایی به اسامی کاترین بریگز و دخترش ایزابل میزر بودند که با اهتمام خود درک تیپ های شخصیتی ساده سازی کردند یکی از اقدامات مهم ایزابل برای درک رفتار انسانی ، فراهم آوردن یک ابزار روانی بود که شانزده تیپ مختلف را به درستی شناسایی می کند . او نام این ابزار را ام بی تی آی گذاشت 0 از این شاخص تیپ شخصیتی به طور معمول در موسسات مختلف استفاده می شود .( مدیران برای انگیزه دادن به کارکنان ، ارتقای فعالیتهای گروهی و ... ) تصویر کلی : نگاهی اجمالی به تیپ شخصیتی مبنای تیپ شخصیتی چهار بعد دارد که عبارتند از : 1)اشخاص چگونه انرژی می گیرند ؟ 2) چه نوع اطلاعاتی را طبیعتا" متوجه می شوند و به خاطر می سپارند ؟ 3) چگونه تصمیم می گیرند ؟ 4) چگونه دوست دارند که دنیای بیرون از خود را سازماندهی می کنند ؟ همانطور که می بینید این ابعاد با جنبه مهمی از زندگی سرو کار دارد و به همین دلیل است که تیپ شخصیتی ، رفتار ما و رفتار دیگران را شناسایی می کند . ممکن است بپرسید آیا می توان هم برون گرا بود و هم درون گرا ؟ جواب منفی است می توان گفت هرکسی بیشتر به سمتی تمایل دارد ، اما موضوع بر سر تمایل است . موضوع صد در صد نیست . هر کسی به سمتی گرایش دارد . از آنجایی که با چهار بعد تیپ روبه رو هستیم و هرکس در هر بعد یک ترجیح بیشتر ندارد به یک ترکیب شانزده تیپی می رسیم به عبارت دیگر هر تیپ شخصیتی از چهار حرف تشکیل می گردد که ترجیح شخص را درهر یک از ابعاد چهار گانه نشان می دهد . مثلا" کسی می تواند دارای تیپ شخصیتی ISTP ( درون گرا ، حسی ، فکری ، وملاحظه کننده ) باشد . منظور از ترجیحی انتخاب آگاهانه نیست بلکه یک گرایش درونی و ذاتی است . ما به یک تیپ خاص متولد می شویم و در تمام زندگیمان در آن تیپ باقی می مانیم ، اشخاصی که در تیپ های واحدی قرار می گیرند وجوه مشترک فراوان دارند . شناسایی ترجیحات تیپی خود برای اینکه دیگران را بشناسید ابتدا باید خودتان را بشناسید ( ابتدا باید تیپ شخصیتی خود را بشناسیم ) ابعاد تیپ های چهار گانه برون گرا یا درون گرا برون گراها (( دیگران محور هستند )) آنها انرژی خود را از دیگران می گیرند و ان را به دیگران هم می دهند . درون گراها (( خود محور هستند )) البته این بدان معنا نیست که خود خواهند به جای آن بیشتربه خودشان متکی هستند . برون گراها پیوسته دنبال بهانه ای می گردند که روی چیز بخصوصی متمرکز نشوند زیر آنها تحت تاثیر بسیاری از حوادث بیرونی هستند . برون گراها مایلند به آنچه در پیرامونشان می گذرد توجه کنند ، درون گراها می خواند خودشان را غرق در کاری کنند که به آن علاقه مند هستند . اگر به دوران کودکی خود فکر کنید می توانید تیپ ترجیحی خود را شناسایی نمایید . کودکان برون گرا با سایر بچه ها فعالیت اجتماعی دارند اما کودکان درون گرا اغلب دارای یکی دو دوست بیشتر نیستند وتا مدتهای طولانی به دوستی شان با آنها ادامه می دهند . برون گراها ترجیح می دهند از هر کاری علم و اطلاعی داشته باشند اما درون گراها ترجیح می دهند به عمق مسایل و موضوعات بپردازند و تنها به یکی دو موضوع می پردازند و در آن به تبحر لازم برسند . ما در زندگی روزانه خود به هر دو گرایش ( تیپ ) احتیاج داریم . برون گراها با صدای بلند فکر می کنند یعنی اینکه برای اینکه فکر کنند باید حرف بزنند اما درون گراها در داخل کاسه سرشان فکر می کنند و بیشتر به کیفیت بها می دهند . اگر هنوز متوجه نشده اید که برون گرا هستید یا درون گرا ؟ این سوال می تواند به شما کمک کند ، آیا من بیشتر یک شخص خصوصی هستم یا عمومی ؟ در حالیکه تاریخ پر از درون گراهایی است که نقش های عمومی برجسته ای ایفا کرده اند واز جمله رهبران را تشکیل داده اند اما در مجموع برون گراها برای انجام دادن فعالیتهای که جنبه بیرونی دارد مفیدتر هستند و از آمادگی بیشتری برخوردارند . حسی یا شمی ( جنگل یا درختان ) بعد تیپی دوم به دو نوع درک و برداشت متفاوت اشاره دارد به عبارت دیگر اشخاص به دو طریق اطلاعات را جذب می کنند این دو طریق را شمی و حسی می نامند . بعضی ها بخش اعظم اطلاعات خود را از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می کنند ( بینایی – شنوایی – لامسه – چشایی – بویایی ) و بعضی نیز اطلاعات را از طریق حس ششم خود می گیرند . این اشخاص به جای توجه کردن به آنچه وجود دارد به آنچه می تواند وجود داشته باشد توجه دارند ما از کلمه شمی برای توصیف این اشخاص استفاده می کنیم . توجه داشته باشید که هیچ کس به طور صد درصد شمی یا حسی نیست همانطور که هیچ کس صد در صد برون گرا یا درون گرا نیست . حسی ها درخت را می بینند اما شمی ها به جنگل نظر دارند ، شخص شمی بجای آنکه به آنچه هست توجه کند بلافاصله به پیوند و رابطه خود با چیزی که می بینند اشاره می کند و رابطه و تداعی خود را با آن نشان می دهند . حسی ها به شکل خطی فکر می کنند به طوری که هر اندیشه به دنبال اندیشه دیگری از راه می رسد اما اغلب شمی ها از روی اندیشه ها پرش می زنند . شمی ها اغلب خلاق هستند آنها امکاناتی را می بینند که لزوما" و همیشه مرئی نیستند ، شمی ها معمولا" از قوه تخیل سطح بالایی برخودار ند و اینگونه می توانند به راحتی در خیال شوند. حسی ها معمولا مورد استفاده ای برای چیزی که قبلا کشف شده است پیدا می کنند یکی از دلایل علاقه حسی ها به ارقام و آمار این است که می خواهند از آن به طور دقیق استفاده کنند . شمی ها به کارکرد روانی روابط انسانی علاقه مندند اما حسی ها دنبال نتیجه دقیق و علمی هستند . بسیاری از حسی ها به آنچه آشناست راحت هستند اما شمی ها به آنچه جدید و متفاوت است می اندیشند . برای اغلب شمی ها بخش خلاق فرایند است که لذت بخش است و نیرودهنده است وقتی شور و اشتیاقشان حیات یافت و جنبه واقعیت پیدا کرده ترجیح می دهند که به سر و وقت کار دیگری بروند و جزئیات کار را به شخص دیگری واگذار می کنند خوشبختانه این گروه دوم اغلب حس ها هستند اینها کاری می کنند که جریان به خوبی اجرا و برگزار گردد .شمی ها بیشتر به مطالعات نظری علاقه مند ند که از جمله می توان به فلسفه و روان شناسی ، جامعه شناسی و ادبیات اشاره کرد . اما حسی ها بیشتر به موضوعات درسی ملموس علاقه مند هستند که کاربردهای عملی داشته باشند از جمله رشته های تحصیلی مورد علاقه آنها می توان به مهندسی ، علوم بازرگانی اشاره کرد . البته این هم بدان معنی نیست که مهندس شمی نداریم و یا حسی ها نمی توانند روان شناسان موفقی بشوند معنای آن این است که در مجموع شمی ها به رشته های مورد علاقه خود و حسی ها هم به رشته های مورد علاقه خودشان توجه دارند . فکری یا احساسی: موضوع اصول یا ارزشها فکر کردن و احساس نمودن چگونگی تصمیم گیری اشخاص را نشان میدهد برای فکریها منطق اصل اول است آنها به هنگام تصمیم گیری ابتدا موضوع را به شکل منطقی تحلیل می کنند اما احساسی ها درست برعکس این شرایط عمل می کنند ، آنها قدمی به جلو می گذارند خود را درون معادله می بینند و از خود می پرسند درباره ی این موضوع چه احساسی دارم ؟ احساسی ها بطور طبیعی بیشتر به دیگران فکر می کنند زیرا آنان احتیاج دارند که دوست داشته شوند و مورد توجه قرار بگیرند از این رو سعی دارند که دیگران را راضی کنند . احساسی ها بسیاری از مسایل دیگران را مسایل خود تلقی می کنند و به خاطر اینکه دیگران را نگران نکنند بعضی مواقع دروغ نه چندان جدی می گویند . اما فکریها برای حقیقت گویی و صداقت ارزش قایل هستند و اگر این صداقت گویی آنها کسی را برنجاند ، احتمالا" مسائل آنقدرها مهم نیست . احساسی ها همدردتر هستند و به احساسات دیگران بهای بیشتری می دهند حتی اگر این بها دادن بی مفهوم باشد و یا منطقی نباشد از سوی دیگر فکریها مجاب و متقاعد نمی شوند مگر انکه حرف منطقی باشد . داوری کننده یا ملاحظه کننده اینکهه اشخاص چگونه دوست دارند دنیاشان را سازماندهی کنند به این بخش از بحث تیپ ها مربوط می شود ملاحظه کننده بودن یعنی که شخص باز و پذیرنده است اما داوری کننده نقطه مقابل شخص ملاحظه کننده است . دلیل اینکه داوری کنند ها میل به تصمیم گیری دارند و ملاحظه کننده ها می خواهند کانالها باز بمانند با موضوع تنش در رابطه است . این تنش اغلب در سطح نا هشیار تجربه می شود بی آنکه شخص اصولا" متوجه آن گردد . چون تجربه کردن نقش ناراحت کننده است انسانها طبیعتا می خواهند کاری کنند که از شدت ناراحتی خود بکاهند داوری کننده تا زمانی که درباره موضوع تصمیم نگرفته اند نقش دارند به همین دلیل می خواهند هر چه سریع تر به انتهای تصمیم گیری برسند و پرونده مختومه اعلام شود اینکار به ا نواع و اقسام گوناگون می تواند انجام شود ،اما معمولا" در برگیرنده یک قضاوت در باره موضوعی است و معمولا هر چه تصمیم مهم تر باشد نیاز به حل و فصل سریع آن بیشتر می شود . اما ملاحظه کننده ها از سوی دیگر اگر مجبور به تصمیم گیری بشوند احساس فشار و ناراحتی می کنند بنابراین برای تسکین ناراحتی خود به این نتیجه می رسند که هر چه دیرتر و کمتر تصمیم بگیرند بهتر است . از سوی دیگر داوری کننده ها به اطلاعات بیشتری نیاز دارد . داوری کننده ها دوست دارند که شرایط معین و مستقر باشد آنها تحمل این که بگذارند اتفاقات شرایط را تعیین کنند ندارند . آنها در زمین های مختلف نظرات خود را دارند و آنها را با دیگرانن در میان می گذارند . ملاحظه کننده ها هم می توانند عقاید محکم و قدرتمند داشته باشند اماآنها ترجیح می دهند به جای آنکه سیاه و سفید ببینند خاکستری ببینند ( البته هیچ کدام نسبت به دیگری برتری ندارند ) برای داوری کنند ها وقت ارزشمند است آنها وقتشان را هدر نمی دهند اما برای ملاحظه کنند ها زمان چیزی است که می توان تمدیدش کرد . و به تفریح و سرگرمی بها بیشتری می دهند فصل 2: با خود صادق باش توجه داشته باشید که هر تیپ شخصیتی ویژگی خاص خود را دارد که اجزای مختلف هر تیپ شخصیتی را رتبه بندی می کند . به عبارت دیگر مشخص می شود که کدام گرایش از همه قوی تر و کدام گرایش از همه ضعیف تر است و این ترجیحات ( گرایشات ) حالت طبیعی دارند و بطور ناحود آگاه تعیین می شوند . سلسله مراتب تیپ شخصیتی پیش طرحی از نقاط و ضعف و قوت طبیعی آن است و از آنجایی که همه اشخاصی که دارای تیپ واحد هستند از سلسله مراتب مشابهی برخوردارند . وقتی تیپ کسی را بشناسید می توانید درباره نقاط قوت و ضعف او نظر بدهید . برای مثال : اغلب حسی ها ، عمل گرا ، واقع بین و علاقه مند به جزئیات هستند اما اغلب اوقات در دیدن تصویر کلی و یا دیدن امکاناتی که در حال حاضر وجود ندارد با محدودیت ها یی روبه رو هستند برعکس اغلب شمی ها به آسانی انگاره ها را می بینند از امکانات سر در می آورند اما به علت آنکه در زمینه حسی به اندازه کافی قوی نیستند ، نمی توانند آنطور که لازم است به واقعیت ها توجه کنند ، جنبه های عملی در آنها ضعیف است و غیر واقع بین هستند . طبق تعریف چهار بخش ممکنه در تیپ هر شخص هست که سلسله مراتب آنها را شکل می دهد و همیشه به آنها (( عملکرد )) می گویند . حس کردن یا شمی بودن ، فکری یا احساسی بودن این سلسله مراتب درون گرا یا برون گرا بودن و داوری کنند ه یا ملاحظه کننده بودن را در برنمی گیرند اینها را به حساب نگرش و طرز تلقی می گذاریم وبه وسیله اولین و آخرین حرف موجود در یک تیپ نشان داد می شوند . نظم اهمیت این چهار مورد هر تیپ تفاوت می کند به عبارت دیگر برای یک تیپ شمی بودن می تواند قوی ترین به حساب آید و در تیپ دیگر حسی بودن می تواند قدرت بیشتری داشته باشد . هریک از چهار عملکرد نقش متفاوتی ایفا می کنند . ما عملکرد اولی را راهنما می نامیم (( نقش رهبر و رئیس)) این عملکرد پیشرفته ترین و مهم ترین بخش آن تیپ را تشکیل می دهد . عملکرد دوم وظیفه اصلی کمک به راهنماست که اینکار را با ایجاد تعادل انجام می دهد . عملکرد سوم هم هست که در اغلب اشخاص تا دوران میانسالی شکل نمی گیرد در جوانها قدر و اهمیت این یکی به اندازه ای کم است که نقطه قوت به حساب نمی آید بلکه نقطه ضعف محسوب می شود . وقتی شخص رشد می کند و پا به سن می گذارد براهمیت و نقش آن افزوده می گردد و سرانجام به عملکرد با کمترین حد رشد یافتگی می رسیم که به منظور حفظ اختصار آن را کمترین می نامیم . در هر انگاره تیپی کمترین نقطه مقابل راهنما است . از آنجایی که را هنما رشد یافته ترین است کمترین یا کمترین میزان رشد روبه رو ست در واقع می توان گفت که پاشنه آشیل شخص به حساب می آید . ما در صورتی در بهترین شرایط خود ظاهر می شویم که از عملکرد راهنما و دوم خود بیشتر استفاده کنیم . اما در مواقعی به خاطر استرس و عوامل دیگر باید از عملکرد های کم اهمیت تر خود استفاده نماییم . تیپ راهنما(1) دوم (2) سوم (3) کمترین(4) SJ ها ESTJ فکری حسی شمی احساسی ISTJ حسی فکری احساسی شمی ESFJ احساسی حسی شمی فکری ISFJ حسی احساسی فکری شمی SP ها ESTP حسی فکری احساسی شمی ISTP فکری حسی شمی احساسی ESFP حسی احساسی فکری شمی ISFP احساسی حسی شمی فکری NTها ENTJ فکری شمی حسی احساسی INTJ شمی فکری احساسی حسی ENTP شمی فکری احساسی حسی INTP فکری شمی حسی احساسی NFها ENFJ احساسی شمی حسی فکری INFJ شمی احساسی فکری حسی ENFP شمی احساسی فکری حسی INFP احساسی شمی حسی فکری کلید راهنما فکری : تصمیم گیری عینی و منطقی احساسی : درک کردن و برقراری رابطه با اشخاص حسی : در لحظه حضور داشتن ، نگاه واقع بینانه داشتن شمی : توجه به امکانات وکاربردها گروه های مشربی ( در فصل 4 در باره انواع مشرب ها بحث می کنیم ) SJ : داوری کننده و حسی یا(( سنتی ها )) SP: ملاحظه کننده و حسی یا (( تجربه کننده ها )) NT: فکری ها و شمی ها یا (( ادراکی ها ، خیالی ها )) NF: احساسی ها و شمی ها یا (( آرمان گراها )) فرایند تایید کردن تایید کردن تیپ خود در واقع تمرینی در فرایند حذف کردن است یعنی اینکه دو تیپی که به شخصیت شما نزدیک است را انتخاب می کنید و وقتی خصوصیات هر دو را خواندید حتما نباید تک تک خصوصیات در مورد شما صدق کند بلکه باید تا حدودی شبیه شما باشد اگر احساس کردید 80 درصد مطلب در مورد شما صدق می کند به احتمال زیاد تیپ خود را پیدا کرده اید در واقع در عمل هر کس می تواند تنها یک تیپ واقعی داشته باشد اگر شما در مورد سه ترجیح خود کاملا مطمئن هستید : درون گرا ، فکری ، و داوری کننده اما در مورد این که شمی یا حسی هستید اطلاع زیادی ندارید باید دو برش را بخوانید ISTJ, INTJ روش دیگری برای تایید کردن تیپ خود استفاده از جدول فوق می باشد . فرض کنیم در مورد ترجیحات خود در زمینه های برون گرا بودن ، شمی بودن و داوری کننده تردیدی ندارید اما مطمئن نیستید که فکری هستید یا احساسی اگر به جدول نگاه کنید می بینید که عملکرد راهنما برای ENTJ فکری بودن و کمترین آن احساسی بودن است در حالی که عملکرد راهنما برای ENFJ احساسی بودن و عملکرد کمترین فکری بودن است . بهتر است که بخش فکری و احساسی بودن را بخوانید و بعد برش ENTJ و ENFJ را مطالعه کنید و برشی که با تیپ شما همخوانی بیشتری دارد را انتخاب کنید . نکته مهمی که در جریان تایید سازی باید به آن توجه داشت این است که شما می خواهید تیپی که شما را تعریف می کند پیدا کنید مساله این نیست که چگونه می خواهید باشید . مطالعه برش ها توضیحات در برشهای تایید کننده ضرورتا" تا حدی ژنریک هستند یعنی ویژگی ها و رفتارهایی را که در مورد اغلب اشخاص آن تیپ صدق می کنند توضیح می دهند البته طبیعی است تک تک کلمات در مورد هر یک از اشخاص صدق نمی کند ، زیرا هر کس منحصر به فرد است .و اگر ده نفر با تیپ واحد ویژگی های مشابه و مشترک فراوان دارند هیچ کدامشان صد در صد با دیگری برابر نیست و به همین دلیل باید به انگاره های تشابه توجه داشته باشید . برش ها نقاط قوت و ضعف طبیعی هر تیپ شخصیتی را نشان می دهد در بیشتر مواقع قوت خودمان را تمیز می دهیم اما نقاط ضعف خود را نمی توانیم به سادگی مشخص کنیم . اگر می بینید نقاط قوت با آنچه در شما هست شباهت بیشتر دارد اما نقاط ضعف از این کیفیت برخوردار نیست یا شما تیپ شخصیتی صحیح خود را پیدا نکرده اید یا اینکه نمی خواهید به نقاط ضعف خود اذعان کنید . بخش دوم سیستم : یادگیری شخصیت خوانی فصل 3: استفاده از ترجیحات به عنوان سر نخ به هنگام شخصیت خوانی اشخاص استفاده از سر نخ ها نقش بسیار موثری ایفا می کنند . انسانها منحصر به فرد هستند پس به ندرت می توان به یک رفتار خاص اشاره کرد و براساس آن ترجیح را مشخص نمود شخصیت خوانی دقیق زمانی امکان پذیر می شود که رفتاری را به تکرار مشاهده کنیم . این سر نخ ها بسیار ظریف به ما کمک می کنند تا تیپ شخصیتی خود را تشخیص دهیم . درون گرا یا برون گرا ؟ بااین سر نخ ها می توان درون گرا یا برون گرا را به خوبی تشخیص داد زبان تن – سطح انرژی برون گراها انرژی فوق العاده زیادی دارند که به هنگام صحبت کردن حرارت و انرژی بسیار بیشتری نسبت به درون گراها استفاده می کنند . به هنگام صحبت با حرکت اندامهای خود بر صحبتهایشان تاکید می گذارند دستهایشان را به اطراف تاب می دهند ، سرعت و تنوع حرکت دستهایشان بسیار زیاد است . ابزارهای چهره و صورت آنها هم زیاد است اما درون گرا کم حرکتند و کمتر حرف می زنند آنها به طور طبیعی دوست دارند که انرژی خود را ذخیره کنند . رفتار آرام تر و ملایمتری دارند . سبک ارتباط برون گرا به مراتب بیشتر حرف می زند با صدای بلند فکر می کنند صحنه گفت و گو را در انحصار خود می گیرند وقتی با سوالی رو به رو می شوند اغلب برون گرا ها بلافاصل شروع به صحبت می کنند . پرو صدا تر هستند ، برون گراها نه تنها حراف تر هستند بلکه میزان صدایشان بلندتر است .برون گراها اغلب در شرایط اجتماعی راحترند و می توانند به راحتی حرف بزنند به خصوص اگر مجبور باشند برای صحبت کردن رقابت و تلاش کنند برون گراها در هنگام صحبت ضمیر ما را ترجیح می دهند به راحتی تماس چشمی برقرار نمی سازند . اما درون گراها وقتی مورد سوال قرار می گیرند مکث می کنند و به سوالی که از آنها شده است می اندیشند و بعد جواب می دهند ، آرامتر هستند و ساکت ، ضمیر من را بیشتر در صحبتهایشان استفاده می کنند انگاره های صحبتی آنها ثابت و سرعت کلام آتها آهسته تر و یکنواخت تر است ، و اغلب تماس چشمی خوبی برقرار می سازند . وضع ظاهر گرچه سر نخ قدرتمندی برای تمیز قایل شدن میان این دوبعد نیست اما تفاوتهایی دارند که می تواند بسیار مفید باشد از آنجای که برون گراها اغلب بیش از درون گراها م خواهند توجه دیگران را به خود جلب کنند ممکن است لباسهایی با رنگ روش و مد روز بپوشند و با اتومبیلهای شیک و گران رانندگی کنند درون گراها بیشتر رنگهای ساده و بی زرق و برق می پوشند زیرا نمیخواهند کانون توجه قرار گیرند . میزان تبادل فعل و انفعال برون گراها معمولا" از تبادلهای اجتماعی بیشتری و دوستان بیشتری برخوردارند در مورد اشخاص برون گرا این سر نخ بسیار خوبی است درون گراها اغلب تبادل و تعامل زیادی ندارند و دوستان محدودی دارند حرفه و شغل انتخاب شغل و حرفه می تواند راهنمای مناسبی به دست دهد اما فرضیه سازی صرفا براساس شغل و حرفه می تواند به شکل خطرناکی گمراه کنند باشد زیرا اشخاص بدون توجه به استعدادهایشان شغل انتخاب می کنند و در نتیجه از کارشان آنقدرا راضی نیستند . برون گراها به مشاغلی علاقه مندند که به آنها امکان بدهد با دیگران ارتباط بیشتری برقرار کنند بتوانند روی انواعی از مشاغل کار کنند کارهای متنوع داشته باشند و بتوانند ایده های خود را به سمع و نظر دیگران برسانند . اما درون گراها به مشاغلی علاقه مندند که به آنها امکان بدهد روی یک موضوع متمرکز شوند روی مطالب به خوبی فکر کنند و سرعت کار یکنواختی داشته باشند . البته نباید صرفا براساس عنوان شغلی افراد درباره برون گرا یا درون گرا شتاب زده قضاوت کنید . از جمله مشاغلی که توجه درون گراها را به خود جلب می کند می توان به کارهای هنری ، نقاشی ، کامپیوتر ، برنامه نویسی ، حسابداری و نویسندگی اشاره کرد و مشاغل مورد علاقه برون گراها : بازاریابی ، روابط عمومی ، مددکار اجتماعی و مدیریت می باشد . علاقه و سرگرمی برنامه های اوقات فراغت افراد می تواند در مواقعی درون گرا یا برون گرا بودن اشخاص را نشان بدهد اما مهم این است که اینکار را چگونه انجام می دهند مثلا" از ماهیگیری به تنهایی لذت می برند و یا به اتفاق دوستان درون گراها بیشتر فعالیتهایی که به تنهایی صورت می گیرند را انجام می دهند مانند کتاب خواندن ، باغبانی ، خیاطی و نیز فعالیتهایی که انجام دادن آها مستلزم صرف وقت زیاد است . مانند شطرنج اما برون گراها معمولا" فعالیتهایی زا ترجیح می دهند که در آن عمل و تبادل زیاد است همچنین رشته های ورزشی مورد علاقه درون گراها اغلب به ورزشهای انفرادی مانند شنا کردن ، ذویدن و بازی تنیس و ا گلف اما برون گراها ورزشهای دسته جمعی را ترجیح می دهند . حسی یا شمی سبک و طرز ارتباط بهترین سرنخ در برگیرنده زبان ، ساختار جمله و کلماتی است که در مورد لستفاده قرار می گیرند . حسی ها به شکلی ساده ارتباط برقرار می سازند و حال آنکه شمی ها به طرز پیچیده تری حرف می زنند . حسی ها هم به واقعیتها و مشخصه ها توجه دارند اما به ترتیب و به مترادف حرف می زنند از حرف اول شروع می کنند و به حرف آخر می رسند . حسی ها بسیار دقیق هستند . شمی ها به جزئیات توجه ندارند و مرتب از یک ایده به سراغ ایده بعدی می روند . جملات حسی ها کوتاه است اما جملات شمی ها بلند و طولانی است و در بسیاری از مواقع جمله تمام نمی شود . حسی ها در زمینه زبان با صرفه جویی و اقتصادی برخورد می کنند زبان در مجموع خوشایند شمی هاست . آنها کلمات خود را به دقت انتخاب می کنند و به نقش و اهمیت زبان وقوف کامل دارند ، دوست دارند با کلمات بازی کنند . کتاب مورد علاقه شمی ها رمان می باشد و کتاب مورد علاقه حسی ها غیر داستانی است . نوع لطیفه شمی ها اغلب روشنفکرانه در رابطه با زبان سیاست و یا مباحث جاری است اما حسی ها لیفه های جسمانی و فیزیکی را دوست دارند . جهت گیری آتی یا فعلی حسی ها به زمان حاضر و گذشته توجه دارند حافظه آنها بسیار قوی است . شمی ها به آنچه جدید و بکر است توجه دارند آنها برای آینده بهای بیشتری قایل هستند . هشیاری جسمانی و حرکتی حسی ها اغلب از بدن و پیرامون فیزیکی خود اطلاع دقیق دارند . از اندامی موزون برخوردارند ، هنگام راه رفتن به شکلی موزون قدم برمی دارند . این مطلب در مورد اغلب شمی ها صدق نمی کند آنها به جای انجام دادن بیشتر فکر می کنند . حرفه و شغل شمی ها کارهایی را دوست دارند که به آنها امکان بدهد از شیو ه های خلاق و بدیع برای انجام دادن آنها استفاده کنند شمی ها پروژه های پر چالش را ترجیح می دهند . از جمله کارهای مورد علاقه حسی ها می توان به مدیریت ، بانکداری ، افسری پلیس ، مدیر مدرسه ، زراعت ، معلمی ، حسابداری ، پرستاری ، و غیره اشاره نمود . اما کارهای مورد علاقه شمی ها : روانشناسی ، روحانی ، مشاوره ، نویسند ، روزنامه نگار ، هنرمند ، وکیل می باشد اما به این معنا نیست که هر نویسنده ای را که دیدیم شمی و یا هر خلبانی حسی باشد در واقع اشخاص با این خصوصیات به مشاغلی که به نمونه هایی از آن اشاره شد گرایش دارند . تحصیلات و آموزش حسی ها خواهان مطالعه درباره واقعیت هستند آنها به موضوعاتی که عملی باشند علاقه مند هستند رشته های درسی در دانشگاه که حسی ها را به خود جلب می کند شمانل ریاضی مهندسی ، بازرگانی می باشد . اما شمی ها به رشته های تحصیلی که با ایده ها ، نقطه نظرها ، مفاهیم و نظریه ها رابطه داشته باشند علاقه مند ند از جمله رشته های تحصیلی مورد علاقه آنها هنر ، علوم و روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی می باشد . وضع ظاهر معمولا" حسی ها با آگاهی بیشتری که از بدن خود دارند بیشتر به سر و وضع خود میرسند و به آنچه مد است توجه بیشتری دارند در حالیکه شمی ها طراح لباس خوبی هستند این حسی ها هستند که در باره ی این که چه لباسی باید مد روز باشد تصمیم می گیرند . شمی ها با توجه به علاقه و برداشت خود لباس می پوشند اما حسی ها با توجه به نیازهایشان لباسهای مناسبتری می پوشند . فکری یا احساسی بسیاری از کیفیات شخصی دیگر که در قالب رفتار شخص در قبال دیگران ارزیابی می کنیم با اندیشه ها و احساس دیگران رابطه دارد . معمولا فکریها با افراد رفتار سردتری دارند اما احساسی ها گرم هستند البته باید در نظر گرفت که شخص کجا و با چه کسی صحبت می کند ( موقعیت صحبت کردن را باید در نظر بگیریم ) احساسی ها اغلب رفتار دوستانه تری دارند از نظر دیگران احساسی ها خوب و مهربان هستند آنها دوست دارند دیگران را راضی کنند اما فکریها ترجیح می دهند اسباب ناراحتی برای خود فراهم نکنند .احساسی ها به طور طبیعی در فعالیتهای اجتماعی در گیر می شوند ، احساسی ها به رفاه دیگران توجه دارند ، حساسیت احساسی ها بهروشهای دیگری دیده می شود آنها به ندرت درباره دیگران لطیفه می گویند به ندرت حرفی می زنند که دیگران خجالت بکشند .احساسی ها چون نمی خواهند احساسات دیگران را جریحه دار کنند بشتر به جای رقابت با دیگران تشریک مساعی می کنند . فکریها از قاطعیت بیشتری بر خوردارند ، بیشتر ابراز وجود می کنند ، آنها را پوست کلفت می نامند ، علتش چون به سختی تلاش می کنند که عینی باقی بمانند . در جریان تبادلهای میان شخصی احساسی ها بسیار مودبانه و با لطف حرف می زنند و به راحتی تشکر می کنند برعکس آنها فکریها در کار تعریف و تشکر کردن از مهارت مناسبی برخوردار نیستند . زبان زبان و کلماتی که در گفت و گو استفاده می شود می تواند فکری یا احساسی بودن را مشخص کند . احساسی ها در مکالمات خود به جنبه های توافقی توجه دارند اما فکریها به تفاوتها توجه دارند . احساسی ها در کلام خود رفتاری تشکر آمیز دارند و اگر قرار باشد انتقادی بکنند کلامشان کاملا" سیاست مداران و محتاطانه است . فکریها با توجه به شرایط سعی می کنند از کلمات دقیق استفاده کنند . فکریها اغلب آرامتر و یکنواخت تر صحبت می کنند ، افکارشان اغلب سازمان یافته تر است حتی در شرایط استرس و تعارض ، احساسی ها بیشتر افراد را با اسم صدا می زنند . زبان تن احساسی ها معمولا" تبسم می کنند ، اخم می کنند و بیشتر ازفکریها از ابزارهای صورت و چهره استفاده می کنند احساسیها بیشتر می بوسند و در اغوش می کشند . داوری کننده یا ملاحظه کننده رفتار و سلوک داوری کننده ها رسمی تر ، متعارف تر ، و سنتی تر هستند و اما ملاحظه کننده ها البته خودمانی تر و غیر متعارف و غیرسنتی هستند . ملاحظه کننده ها سازگارترند اما داوری کننده ها رفتاری رئیس مآبانه دارند . وضع ظاهر داوری کننده ها اغلب لباسهای رسمی می پوشند و می خواهند همه چیز مرتب باشد اما ملاحظه کننده ها افردی خودمانی تر هستند معمولا"به سر و وضعشان آنقدر رسیدگی نمی کنند . طرز برقراری ارتباط و صحبت یکی از بارزترین خصیصه های داوری کننده ها قاطعیت آنهاست . اما ملاحظه کننده ها برعکس معمولا در تصمیم گیری با دشواری روبه رو هستند . داوری کننده ها با اطمینان و قاطعیت حرفشان را می زند اما ملاحظه کننده ها به حرفی که می زنند اطمینان ندارند. سبک و طرز کار ملاحظه کننده انجام دادن کار و فرایند کار برایش مهم است اما داوری کننده ها به نتیجه کار بها می دهند . داوری کننده ها جذب سیستم می شوند چو سازمان یافته هستند اما ملاحظه کننده ها سیستم را اغلب مزاحم و غیر ضروری می دانند . شغل و حرفه داوری کننده ها مناسب مشاغلی هستند که لازم باشد طی روز تصمیمات متعدد بگیرند و به آنها امکان کنترل بدهد ، مثل مدیر ، حسابدار ، قاضی . اما ملاحظه کننده ها کارهای انعطاف پذیر را ترجیح می دهند ( مشاغل تفریحی ) مثل روزنامه نگار ، نویسنده ، هنرمند فصل 4 مشرب : چهار طبیعت متفاوت انسان ترجیحات تیپی افراد سر نخ های مفیدی برای شناسایی اشخاص به دست می دهد اما به همان اندازه که هر ترجیح اهمیت دارد ما معتقدیم که یک ترکیب مهم ترجیحات ناشی از هسته تیپ شخص است . اسم این را مشرب یا خلق و خوی می گذاریم ، که ارزشهای کلیدی و انگیزه های شخصی را مشخص می سازد . آشنایی با این مشرب به دو طریق سودمند است : نخست آن که درک شما را از رفتار و تیپ افزایش می دهد و روشی سریع برای شخصیت خوانی اشخاص در شما ایجاد می کند . از آنجایی که مشرب اشخاص در تمام طول عمرشان به یک شکل باقی می ماند مشرب می تواند شما را در شناسایی اشخاص کمک کند . ماعلم و اطلاع از مشربها را یک روانشناس کالیفرنیایی بنام دیوید کرسی انجام داد از چهار اسم برای مشربها استفاده شده است . سنتی ها : سنت گرا نامی است که ما برای اشخاص که ترکیب حسی بودن و داوری کردن را ترجیح می دهند انتخاب کرده ایم . ارزشها و کیفیت ها : سنتی ها به مسئولیت ، وظیفه و خدمت به جامعه اهمیت می دهند چون به ساختار و سلسه مراتب و سازمان دهی توجه خاص دارند مقام مدیریت بسیاری از سازمانها را به عهده دارند . افرادی پرکار و سخت کوش و قابل اعتماد هستند . ارزشهای خانوادگی یک شعار سیاسی نیست بلکه طریقی برای زندگی کردن است .. به قانون و مقررات توجه فراوارن دارند طبیعتا" محتاط ، مراقب ، عملی ، و واقع بین هستند . سر نخ های شناسایی سنتی ها سنتی ها حسی و داوری کننده هستند بنابراین بسیاری از سر نخ های مربوط به حسی بودن و داوری کننده کردن در مورد آنها صدق می کند . در محدوده هر مشرب چهار تیپ هست . تفاوت قابل ملاحظه ای میان این چهار تیپ وجود خواهد داشت . بنابراین در حالی که اغلب سر نخ ها در مورد اغلب سنتی ها صدق می کند در مورد تمام سنتی ها مصداق نخواهد داشت . رفتار و سلوک سنتی ها اشخاص جدی ، مسئول ، صریح ، و ثابت قدم هستند . افرادی سمی و مودب و خوش اخلاق و محترم هستند و برای مقامات بالادست و مسن تر از خود احترام فراوان قائل هستند . وضع ظاهر محافطه کارانه لباس می پوشند ، لباسهای کلاسیک را ترجیح می دهند . عملی بودن لباس بیش از مد و سبک آن ارزش دارد . لباسهایشان تمیز و مرتب است . ( ظاهر سنتی ها بسیار آراسته و با ثبات است ) سبک برقراری ارتباط سنتی ها به شکل مستقیم ، شفاف ، روشن و موثر ارتباط برقرار می کنند . درباره چیزهای نو و جدید حرف می زنند ، برای آنها صحبت درباره مسایل نظری یا موقعیت های فرضی راحت نیست . در صحبت هایشان به حقایق و جزئیات متعددی اشاره دارند بسیار دقیق هستند . حرکت بدن سنتی ها آدم های بی دست و پا نیستند به لحاظ رفتاری و جسمانی محکم و استوار هستند . سریع راه می روند انگار همیشه کار مهمی دارند که باید انجام دهند . حرفه و شغل آنها ترجیح می دهند در محیطی مطمئن و قابل پیش بینی کار می کنند . دوست دارند از آنها به خاطر کار شان قدر شناسی می شود . تغییرات زیاد را دوست دارند در مشاغل تجاری ، مدیریت ، آموزش ، و مراقبت های درمانی و کار در دستگاههای داوری و قضاوت زیاد دیده می شوند . علایق و سرگرمی تفریحات و سرگرمی آنها شامل ورزش کردن ، مربی گری ، در رشته های ورزشی ، نرم دویدن ، راه رفتن و تماشای پرندگان ، ماهیگیری ، نجاری و چوبکاری است و کارهای هنری مانند سوزن دوزی ، سلگری و غیری از و جمع آوری عتیقه لذت می برند . تجربه کننده ها اشخاص با ترجیح حسی و ملاحظه کننده را تجربه کننده می نامیم ارزشها و کیفیت ها تجربه کننده ها با حوادث زندگی آزادنه برخورد می کنند . برنامه ریز نیستند انجام دهنده و اهل عمل هستنددوستدار تفریح و خوشی هستند . بازیگران ماهری هستند که رقابت را دوست دارند به لحظه اکنون توجه دارند ، انعطاف پذیر هستند ، ریسک پذیر هستند ، دوست دارند زندگی و حوادث آن را تجربه کنند . سر نخ های شناسایی تجربه کننده ها رفتار و سلوک آسان گیر ، راحت و با روحیه شاد هستند روحیه آرامی دارند و دوست دارند که تفریح داشته باشند ، زیاد تبسم می کنند ، کارها را سخت جدی نمی گیرند در لحظه اکنون زندگی می کنند . وضع ظاهر لباسهای اسپورت می پوشند ( اما جنس و بافت آن اهمیت دارد ) با توجه به شرایط ممکن است با سر و وضع آراسته باشند . سبک برقراری ارتباط تجربه کننده ها دوستانه و غیر رسمی بودن در گفتگو هستند ، راحت تر حرف می زنند ، ترجیح می دهند درباره ی چیزای حقیقی حرف بزنند و دیگر سوالات فلسفی و یا بحث درباره ی مسایل داغ سیاسی نشوند .حرکت بدن بیشترین آگاهی جسمانی را دارند ، کارهای جسمانی را سریع تر از سایر مشربها می آموزند خوش حالت راه می روند و اعتماد به نفسی را به نمایش می گذارند . شغل و حرفه در مشاغلی که در آن تنوع وتغییر زیاد باشند علاقه مندند . آنها به محیط کاری پر انعطاف ، بدون بوروکراسی ، و بدون قاعد و مقررات فراوان علاقه مندند . تفریح و سرگرمی به ورزش علاقه زیادی دارند ( بهترین تفریح آنها ورزش و فعالیت بدنی است ) . اداراکی ها شمی بودن و فکری بودن را ادراکی می گویند . ارزشها وکیفیت ادارکی ها شیفته رسیدن به علم و اطلاع هستند در حل مسایل و مشکلات راحت و قدرتمند ظاهر می شوند ، افرادی منطقی ، تحلیل گر ، عینی و با انصاف هستند . برای قبول چیزی احتیاج به دلیل و مدرک کافی دارند . سر نخ های شناسایی ادارکی ها سلوک و رفتار مورد اعتماد و تحسین دیگران هستند . می خواهند مورد احترام مردم باشند . اما اگر مورد احترام قرار نگیرند و به مبارزه طلبیده شوند پرخاشگر و مشاجره آمیز می شوند . وضع ظاهر به ارتباط های میان شخصی توجه کافی دارند بنابراین از سر وضع خود برای نشان دادن موقعیت و قدرت فردی خود استفاده می نماید . سبک و طرز ارتباط ادراکی ها اغلب دوستدار زمان هستند از کلمات و واژه های چشم گیری استفاده می کنند . اداراکی ها ارتباط برقرار کنندگان ماهری هستند . شغل و حرفه علاقه به کارهایی که هدفهای روشنفکرانه و دستاوردهای ملموس را پی بگیرد دوست دارند از خلاقیت خود برای حل انواع مسایلی که ممکن است با آن رو به رو شوند استفاده نمایند کارهای مدیریتی و سطح بالا ، مشاور مستقل ، کار کامپیوتری حرفه ای ، دانشمند ، وکیل ، برنامه ریز و روان پزشک تفریح و سرگرمی ادراکی ها به رشد و اعتلای شخصی بها می دهند . به مهارت های جدید و زبانهای خارجی علاقه مندند . به ورزشهای انفرادی هم علاقه مند ند . آرمان گراها شمی و احساسی ها بودن را ترجیح می دهند . به تصاویر و به آینده توجه دارند . ارزشها و کیفیت ها برای آرمانگرها فلسفی زندگی سفری برای خود شناسی و خود یابی است . آنها دوست دارند که تا حد امکان خود و دیگران را بهتر بشناسند . آنها روی منحصر به فرد بودن و اصلیت داشتن تاکید فراوان دارند . سر نخ های شناسایی آرمانگرها رفتار و سلو ک به جنبه معنوی بهای فراوان می دهند ، فرصت فراوانی را به بحث و اندیشه درباره مسایل جانی می گذرانند . اغلب به نظر می رسد که گفتنی فراوان دارند . وضع ظاهر حالت و قیافه غیر متعارف دارند چون به منحصر به فرد بودن بهای فراوان می دهند سعی می کنند لباسهایی بپوشند و از جواهراتی استفاده کنند که منحصر به فرد بودن آنها را نشان بدهد . سبک برقراری ارتباط یکی از خواسته ها ی اصولی آرمانگرها درک کردن خود ، دیگران و معنای زندگی است آنها به روابط خود با دیگران اهمیت می دهند . از یک ارتباط دوستانه و صمیمانه بهر می گیرند . آنها در نزدیکی دیگران قرار می گیرند و به چشمان آنها نگاه می کنند . حتی دوستانه در مسایل خصوصی دارند . اگر با کم مهری و بی احساسی دیگران مواجه شوند رنجیده خاطر می شوند . حرکت بدن به طرز و حالت بدنشان اهمیت می دهند بیشتر ساکن دنیای احساسات و تصورات خود می باشد . چون به دنیای فیزیکی پیرامون خود بهای لازم را نمی دهند از کیفیت مطلوب جسمانی برخودار نیستند . شغل و حرفه آرمانگرها می خواهند به کارشان ایمان و اعتقاد داشته باشد . در میان مشاغل مختلف کارهای هنری ، روان شناسی ، مشاوره ، تدریس ، مربی گری را دوست دارند . فصل 5: چرا آنچه را می بینید همیشه آن چیری نیست که به دست می آورید احساسات اشخاص معمولا" به یک یا دو طریق ادراک می کنند و یا اطلاعات لازم را به دست می آورند از طریق حس یا از طریق شمی ، حسی ها به واقعیت ها و چیزهای خاص توجه دارند . شمی ها به امکانات و احتمالات و کاربردها می اندیشند . مردم به دو طریق قضاوت و داوری می کنند یا تصمیم می گیرند با فکری بودن از تحلیل های منطقی و یا غیر شخصی استفاده می کنند و یا احساسی بودن به ارزشهای شخصی خود متکی هستند مفید است . فرایند داوری کردن را یک بازده در نظر بگیریم . در تلاش برای شناسایی تیپ اشخاص بسیار مفید است که می توان به رفتار او نگاه کنید .وقتی اشخاص احساساتشان را به دیگران بروز می دهند اصطلاحا" به آنها احساسی برون گرا می گویند . اما اشخاصی که احساسات خود را در درونشان حفظ می کنند احساسی درون گرا نامیده می شوند . احساسی برون گرا به هشت دسته تقسیم می شوند چهار دسته به طور طبیعی احساسی و چهار دسته هم فکری هستند . چهار تیپ احساسی که احساساتشان را برون ریزی می کنند . ENFJ- INFJ-ESFJ-ISFJ این چهار تیپ در دو حرف آخر خود یعنی FJ با هم شریک هستند . چهار تیپ فکری که احساساتشان را برون ریزی می کنند . ENTP- INTP- ESTP- ISTP این چار تیپ هم در دو حرف آخر TP با هم شریکند این دو گروه مشابه هم نیستند اما می تواند مشابه هم به نظر برسند و به همین دلیل لازم است که بتوانیم احساسی ها ی حقیقی را از فکری هایی که صرفا شبیه احساسی ها هستند ، از هم تمیز دهیم .سر نخ های کلی برای شناسایی احساسی برون گرا معمولا" کسانی که احساسات خود را نشان می دهند FJها و TYها 1) تلاش می کنند تا با دیگرن در تماس شوند ( احساسات دیگران را به راحتی می خوانند و می دانند دیگران چه می خواهند و انگیزه تا دارند که خواسته آنها را برآورده سازند ) 2) سعی می کنند دیگران را راضی کنند و مورد تایید و تصدیق آنها قرار گیرند ( بخصوص FJها ) 3) دارای جذبه و کشش هستند ( در صحبت و متقاعد کردن ) ( به ویژه برون گراهای واقعی ) 4) به لحاظ جسمانی دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند . هنگام صحبت با دیگران از ابزار چهره استفاد می کنند . ( تبسم - خندیدن – چشمک زدن – اخم کردن ) با دیگران رابطه فیزیکی برقرار می کنند به هنگام صحبت نزدیک می شوند در آغوش می کشند و نوازش می کنند . از عباراتی نظیر حتما خسته شدی یا بله احساسات را درک می کنم استفاده می کنند 5) دیگران را سرزنش و یا تحسین می کنند . 6) سعی می کنند ظاهری آراسته داشته باشند . سر نخ های احساسی های داوری کننده ( FJها ) 1) با توجه به ارزشهای شخصی خود تصمیم می گیرند . 2) معمولا " با احساسات خود و دیگران راحت هستند ( درباره اش حرف می زنند و با دیگران در میان می گذرانند ) 3) علاقه مند به کمک به دیگران هستند . با استفاده از زبان ارزشهای خود را بروز می دهند از کلماتی مثل عالی است زیباست . برجسته است استفاده می کنند .نقطه نظرهای قدرتمند دارند و آنا را ابزار می کنند . 4) با ابزارهای چهره تصدیق و تایید خود را بیان می کنند . سر نخ های شناسایی اداراکی ها ی فکری (TP)ها ISTP-ESTP-INTP-ENTP 1) براساس تحلیل های غیر شخصی و با توجه به اینکه دیگران چگونه تحت تاثیر قرار می گیرند تصمیم می گیرند . 2) از جنبه های احساسی خود برای برقراری ارتباط با دیگران و دستیابی به اهداف خود استفاده می کند . 3) می توانند به جنبه های مختلف یک موضوع توجه کنند و درباره جنبه مثبت و منفی آن بحث و مشاجره کنند 4) می توانند کاملا نمایشی باشند یعنی از رفتاری به رفتار دیگر بروند . 5) عمل گرا هستند ( به راحتی تغییر موضع می دهند خود را محدود به مواضع اخلاقی یا میتنی بر ارزش نمی کنند از موضوع خود به راحتی عقب نشینی می کنند ) 6) زیاد جدی نیستند راحت و سبک برخورد می کنند . احساسی درون گرا چهار تیپ احساسی که احساسات خود را درون ریزی می کنند . ENFP- INFP- ESFP- ISFP همه FPها احساسات خود را درون ریزی می کنند ENTJ- INTJ – ESTJ- ISTJ همه TJ ها احساسات را درون ریزی می کنند . کسانی که احساس را درون ریزی می کنند فکر را برون ریزی می نمایند . زیرا افراد یک عملکرد واحد را هم درون ریز و هم برون ریز نمی کنند . سر نخ های شناسایی احساساتی که درون ریزی می شوند ( هم FP ها و هم TJ ها ) 1) می توانند با حالتی غیر شخصی و فاقد مهر و محبت به نظر برسند . 2) به راضی و خشنود کردن خودشان بیشتر از دیگران بها می دهند . 3) به لحاظ جسمانی یا عاطفی ابراز گر نیستند ( مگر با کسی که دوستی نزدیک دارند ) بخصوص در مورد TJها در بحث مسایل عاطفی و احساسی چهره مات و بی تفاوتی دارند ( بخصوص FPها ) 4) FPها و TJ ها اغلب چشمانی غم زده دارند . سر نخ های ویژه برای شناسایی ملاحظه گرهای احساسی FPها چهار تیپ ملاحظه گر احساسی ISFP- ESFP- INFP – ENFP 1) چهره آرامی دارند . همکاری را به رقابت ترجیح می دهند و لحن راحتی دارند . 2) احساسات عمیق دارند . اما احساسات خود را بروز نمی دهند . 3) به شدت حساس هستند . در حالی که رفتاری دوستانه دارند ممکن است به راحتی روحیه اش تغییر کند 4) وقتی به مشکلی بر می خورند خود را سرزنش می کنند . 5) در برخورد مسایل روزمره ساده انعطاف پذیرند اما در مورد مسایل جدی سمج و لجوج هستند . 6) ارزشهای خود را با عمل نه با حرف انتقال می دهند . 7) به سر و وضع خود توجه چندانی ندارند . 8) محجوب هستند . اگر تعریف و تمجید از آنها شود خجالت زده می شوند . سر نخ های ویژه برای شناسایی داوری کنندگان فکری TJ ها چهار تیپ فکری هم احساسات خود را درون ریزی می کنند . این چهار تیپ : ISTJ – ESTJ- INTJ- ENTJ گرچه TJها احساسات را درون ریزی می کنند با FP ها تفاوت قابل ملاحظه ای دارند علتش چون به عنوان فکری بودن ، آنا تصمیمات خود را براساس منطق غیر شخصی می گیرند . به عنوان داوری کننده دنبال توجه دقیق و ساختار هستند این ترکیب آنها را در شمار سخت گیر ترین همه تیپ ها قرار می دهد . 1) دوست دارند به سراغ اصل مطلب بروند ، وقتشان را تلف نکنند پای بند تعارفات اجتماعی نیستند ، از حرفهایی بی مورد خودداری می کنند . 2) نقطه نظر خود را بیان می کنند و در بیان آن صادق هستند و صراحت دارند . 3) احساسات کمی از خود نشان می دهند . احساسات روی تصمیم گیری آنها تاثیری ندارد . 4) به لحاظ فیزیکی ابراز گر نیستند به ندرت آشنایان خود را لمس می کنند . در مورد ISTJها و INTJ ها صدق می کند . 5) ظاهر رسمی تر دارند به شکل سنتی و متعارف لباس می پوشند . فصل 6: استفاده از سیستم سیستم شخصیت خوانی بر حول سه رکن شکل می گیرد .ترجیحات شخصی ، مشرب ، انگاره برون یزی یا درون ریزی احساس این سه رکن مهم ترین سر نخ هایی هستند که می توانید از آنها استفاده کنید . به خاطر داشته باشید که همیشه مهم است که هدف نمایی را در رسیدن به احاطه بر سیستم شخصیت خوانی سریع در نظر داشته باشید .هدف این است که بتوانید با هر کس که در تماس می شوید ارتباط بهتر و راحتر ی ایجاد کنید ، بسیار مفید است که بتوانید تیپ چهار حرفی اشخاص را شناسایی کنید اما به دلایل مختلف و از جمله آن فرصت ناکافی برای مشاهده کردن دیگران وجود برخی از نابهنجاریهای روانی یا یک موفقیت گمراه کننده این کار همیشه ممکن نیست و همیشه لازم هم نمی باشد . در برخی از موارد می توانید تنها مشرب اشخاص را شناسایی کنید و یا ممکن است یکی ، دو ترجیح او را متوجه شوید ، در بسیاری موارد همین اندازه م کافی است و می توانید به مقصود خود برسید . ممکن است در مورد یک شخص ابتدا به مشرب ، بعد به ترجیح خاص و سوم به انگاره برون ریزی با درون ریزی احساسی توجه کنید . و یا برعکس ( طرز استفاده از سه رکن ترتیب بندی خاصی لازم ندارد ) به سه نکته زیر توجه کنید : 1- همیشه با موردی که از آن اطمینان دارد شروع کنید .( با موردی که از همه بارزتر است توجه کنید و بعد آنهایی را که شک دارید حذف کنید ) 2- در داوری کردن عجله نکنید . همیشه ممکن است باجمع آوری اطلاعات جدید نظر شما تغییر کند . 3- به اریب ها و انحرافات خود توجه داشت باشید .( در ارتباط با گونه هاو تیپ های شخصیتی ممکن است با توج به برداشتهای خود ادراک کنیم .) فصل 7: دستیابی سریع به اشخاص چگونه با انواع تیپ ها ی شخصیتی ارتباط برقرار سازیم همه ی ما شنیده ایم که با دیگران طوری رفتار کن که می خواهی با تو رفتار کنند .برای ارتباط موثر بهتر است این عبارت را به این شکل تغییر دهیم ، با دیگران طوری رفتار کن که دوست دارند با آنها رفتار شود . باید از رفتار خود مدارانه دست بکشیم و برای برقراری ارتباط از روش دوستانه تری استفاده کنیم . راحتی و ارتباط هر چه اشخاص به ما شباهت بیشتری داشت باشند ما با آنها راحت تر هستیم . دوست داریم دیگران شبیه ما باشند زیرا اینگونه آنها را بهتر درک می کنیم و کمتر از ناحیه آنها تهدید می شویم . ارتباط میان دو شخص با تیپ واحد بسیار ساده است اما وقتی شخص مقابل تیپ مخالف باشد چه اتفاقی می افتد ؟ اگر چه معمول است که می گویند تفاوت چیز خوبی است در حقیقت اغلب ها تیپ های متفاوت از خود را منفی می بینیم توجه به تعصبات بالقوه قدم اول برای برطرف کردن آنهاست . به سه روش می توانید با اشخاص هر تیپ شخصیتشان با شما متفاوت است تماس موثر برقرار سازید . 1- به انگیزه ها ، ارزشها ، نقاط قوت ، وضعف دیگران توجه کنید مشرب افراد به شما می گوید . که آنها چه ارزشی را پی می گیرند . عملکرد راهنما و اصلی آنها کدام است بیشترین قدرتمند یشان در چیست ؟ عملکرد کمترینشان کدام است که این معمولا بیشترین نقطه ضعف آنها را نشان می دهد . 2- به شیوه ارتباطی مورد علاقه آنها توجه کنید که این رابطه فراوان با ترجیحات تیپی فرد دارد . 3- از روش پل زدن برای دستیابی به زمینه های مشترک استفاده کنید . به طور مثال : ISTJ- ESTJ هر چه ترجیحات مشترک باشد فرایند ارتباط ساده تر می شود . پل های ارتباطی بیشتری میان این دو تیپ وجود دارد در عمل این دو تیپ معمولا به خوبی با هم ارتباط برقرار می کنند زیرا جهان را یک جور می بینند . براساس معیارهای واحدتصمیم می گیرند . بخش سوم آشنایی با شانزده تیپ شخصیتی فصل 8 آشنایی با سنتی ها :چهار تیپ SJ هر مشرب هسته هر تیپ را به وجود می آورد به همین دلیل برای رسیدن به خواسته های خود بسیار مفید است که با ویژگی ها و خصوصیات مشترک مشربی شروع کنیم . توصیه هایی در باره برقراری ارتباط بعضی از سنتی ها فکری هستند بعضی از آنها احساسی ، گروهی برون گرا و جمع دیگری درون گرا می باشد از آنجایی که هر چهار تیپ سنتی دارای وجوه مشترک فراوان هستند . روشهای ارتباطی متعددی وجود دارند که در مورد همه آنها موثر واقع می شوند . اما از آنجایی که تفاوتهایی قابل ملاحظه ی میان چهار تیپ سنتی هست روشهای ویژه متعددی وجود دارند که در مورد افراد هر تیپ کاربرد مفید دارند . راهنمایی کلی و عمومی برای برقراری ارتباط با سنتی ها 1- صراحت لهجه داشته باشید مستقیم و با اشاره به موضوع حرف بزنید 2- هنگام بحث های جدی از گفتن بذله و مزاح خودداری نمایید 3- به ارزشهای آنها درباره موضوع اشاره کنید . 4- از زنان ساده استفاده کنید 5- سازمان یافته باشید 6- اطلاعات قدم به قدم ارائه دهید 7- دقت کنید که واقعیات مورد اشاره شما دقیق باشد . چگونه ESTJها را شناسایی کنیم آنها سر سخت ترین و پیچیده ترین سنتی ها هستند . رفتاری دوستانه دارند اما ترجیح می دهند به مسایل احساسی و عاطفی اعتنایی نکنند . انسانای سخت کوش و پر انرژی هستند . سلطه جو و رئیس مآب هستند افرادی مسئول و اغلب نقش رهبری دارند . چگونه به زبان ESTJ صحبت کنیم قاطعیت داشته باشید ، از صراحت لهجه آنها ناراحت نشوید ، عینی ، منطقی ، مستدل ، حرف بزنید ، خلاف قاعده حرف نزنید ، سازمان یافته و صریح و صادق باشید چالشهای ویژه درون گرا باید خود را برای اقدامات سریع ESTJ ها آماده کنند . شمی ها باید ایده های کلی و عمومی خود را به اشکا ویژهای ابراز نمایند . شاید بزرگترین چالش از آن احساسی ها باشد که انتقادات تیپ شخصیتی ESTJ را به دل نگیرد . چگونه ISTJ را شناسایی کنیم اشخاص ساکت – پر اراده – محافظه کار – به واقعیت ها بهای فراوان می دهند . آراسته هستند – موقر – محافظه کارانه لباس می پوشند کارها را آهسته اما پیوسته انجام می دهند . سرگرمی ها خواندن کتاب ، باغبانی ، آشپزی چگونه به زبان ISTJ صحبت کنیم با آنها از واقعیت ها – اسناد و مدارک صحبت کنید – بحث منطقی نکنید – فرصت کافی به آنها بدهید تا روی پیشنهاد شما فکر کنند – موضوع را ساده مطرح کنید . چالشهای ویژه برون گراها باید به نیاز ISTJ ها به فکر کردن قبل از عمل نمودن احترام بگذارند ، احساسی ها باید با این تیپ و منطقی حرف بزنند – ملاحظه کننده ها باید متوجه باشند که این تیپ تصمیم گیری سازمان احتیاج دارند . بیشترین چالش از آن شمی ها ست که باید تا حد امکان پیشنهادات منطقی و واقع بینانه بدهند . چگونه ESFJ ها را شناسایی کنیم از میان شانزده تیپ شخصیتی از همه دوستانه تر و راحت تر هستند به دیگران کمک می کنند مودب هستند ، رفتارهای متین دارند ، دست شما را لمس می کنند – چهره آنها احساساتشان را نشان می دهد – موضوعات را سیاه وسفید می بینند – با حرارت و اطمینان خاطر حرف می زنند . چگونه به زبان ESFJ ها صحبت کنیم به احساساتشان احترام بگذارید به ارزشهایشان توهین نکنید – از آنها به خاطر کاری که انجام دادند تشکر کنید . روشن و دقیق حرف بزنید – به صحبت آنها گوش بدهید . چالشهای ویژه درون گرا ها برایشان دشوار است که با این تیپ پر حرف کنار بیایند – شمی ها ممکن است از اینکه اینها در برابر آزمودن چیزهای جدید مقاومت نشان می دهند ناراحت شوند – ملاحظه کننده ها باید سعی کنند به ضرب الاجل های آنها ESFJ هاحترام بگذارند – بیشترین چالش از آن فکری هاست که باید بدانند ESFJ ها موضوعات را شخصی ارزیابی می کنند . چگونه ISFJ ها را شناسایی کنیم مردمانی ساکت – محجوب – شکیبا هستند بدون سرو صدا بدون جلب توجه به دیگران کمک می کنند پشت صحنه کار می کنند – اغلب آهسته ، آرام ، ملایم حرف می زنند به لحاظ فیزیکی ابرازگر و نمایشی نیستند . به مقررات احترام می گذارنند چون ابراز وجود نمی کنند در مواقعی از آنها سوء استفاده می شود . به ندرت احساسات خود را با دیگران در میان می گذارند بعد از یک روز کاری کامل برای خود سرگرمی در نظر می گیرند . چگونه به زبان ISFJ ها صحبت کنبم مشخص صحبت کنید – صراحت داشته باشید – آنا را زیر فشار قرار ندهید – به خلوت آنها احترام بگذارید – مودب و ملاحظه کار باشید از آنها عذر خواهی کنید اگر احساساتشان را جریحه دار کردید – به تعهدات خود در قبال آنها احترام بگذارید – به قولتان عمل کنید . چالشهای ویژه برون گراها ممکن است با سبک تعلقی و اسلوب دار ISFJ ها مشکل داشته باشند – فکرها ممکن است احساس کنند که آنها محکمی لازم را برای انجام برخی از کارها و اقدامات مهم را ندارند . ملاحظه کننده ها هم ممکن است از این که این تیپ در برابر تغییرات مقاومت می کنند دلخوشی نداشته باشند . بیشترین دشواری و چالش از آن شمی هاست که ممکن است در کار روبه رو شدن با حقایق و واقعیت ها با دشواری روبه رو گردند . فصل 9: آشنایی با تجربه کننده ها چهار تیپ SP خصوصیات مشرب تجربه کننده : برای هیجان – تفریح و آزادی واکنش به انواع ماجراهای زندگی و فرصت تجربه کردن احساس های فیزیکی فعالیتای مطلوب خود ارزش قایل هستند . توصیه های درباره برقراری ارتباط بعضی از تجربه کننده ها مانند سنتی ها فکری هستند – بعضی احساسی – بعضی برون گرا و جمعی هم درون گرا هستند . راهنمایهای عمومی برای برقراری ارتباط با تجربه کننده ها دوستانه و باز باشید – خودمانی باشید- روی موضوعات واقعی – کاربردی و فوری توجه کنید – به کارتان جنب تفریح و سرگرمی بدهید – به حواس مختلف آنها توجه داشته باشید – آنها را در کار دخالت بدهید . چگونه ESTP ها را شناسایی کنیم خود را با موقعیتهای جدید و خاص تطبیق می دهند . پر انرژی و فعال هستند . دوست دارند در کانون قرار بگیرند . از میهمانی خوششان می آید . در مراسم و موقعیتهای اجتماعی جالب و جذاب ظاهر می شوند . لطیفه ها را به خاطر می سپارند از صراحت زبان برخوردارند . شکیل راه می روند . حرکت موزون دارند . برای نشان دادن محبت خود دیگران را لمس می کنند . دوستدار ورزش هستند . چگونه به زبان ESTP ها صحبت کنیم آنها را در جریان کار قرار دهید . به آنها بیش از یک امکان انتخاب بدهید . سخت بگیرید . موضوع را ساده بگیرید و نقطه نظرهایشان رابه طور صریح وروشن بیان کنید . چالشهای ویژه درون گراها از ESTP ها به این دلیل که علاقه ای به بررسی عمیق ندارند گله مند . احساسی ها تحت تاثیر ناکامی ظاهری آنها برای جدی گرفتن موضوعات ناراحت می شوند . قضاوت کنندگان ممکن است ترجیح و علاقه ESTP ها را که می خواهند امکان انتخاب همیشه وجود داشته باشد ، ناراحت کننده ارزیابی کنند ، شمی ها بیشترین چالش را دارند . زیرا می خواهند ک ESTPها به تصویر بزرگ و کاربردهای بلند مدت تصمیمات توجه داشته باشند و صرفا به لحظه اکنون فکر نکنند . چگونه ISTP ها را شناسایی کنیم ساکت و مستقل هستند چون در خودشان فرو می روند شناسایی آنها دشوار است آنها را باید به کارشان شناسایی کنیم . فعالیتهای جسمانی و فیریکی را دوست دارند به راحت بودن خود بها می دهند لباسهایشان حالت کاربردی دارند . به خاطر دیگران لباس لباس نمی چوشند . به آزادی شخصی بها می دهند . کارکردن در نقش یک پلیس ، رانندگی ، وسایط ساختمان سازی و مشاغلی از این قبیل را دوست دارند . برای تفریح به موتور سیکلت رانی ، پرواز با هواپیما ، ورزشهای خطرناک را دوست دارند . چگونه به زبان ISTP ها را صحبت کنیم به خلوت آنها احترام بگذارید – به میل و خواسته آنها که می خواهند عملی باشند بها بدهید – به سخنان آنان گوش دید – سخت نگیرید – پیشنهادات منطقی بدهید . چالشهای ویژه خلوت گزینی ISTP ها برای برون گراها تولید مشکل می کند . شمی ها به این نتیجه می رسند که ISTP ها تنها به لحظه اکنون نظر دارند آنها باید ISTP ها را متقاعد سازند که عوامل دیگری که ممکن است هنوز ظاهر نشده باشند . داوری کننده ها بی تمایلی عمومی آنها را نادیده گرفتن آن چه توجهشان را جلب نمی کند . احساسی ها از این که می بینند برقراری ارتباط با ISTP ها به شدت دشوار است . ناراحت می شوند . چگونه ESFP ها را شناسایی کنیم اشخاص گرم و دوستانه هستند – اغلب طبیعتی دارند . با نشاط و پر انرژی هستند . دوست دارند دیگران را بخندانند . از کمات برای برقراری ارتباط استفاد می کنند . سوالات فراوانی می پرسند به سایرین علاقه فراوان دارند . لباسهایی با رنگ روشن می پوشند . مشاغلی را دوست دارند که بتوانند با دیگران در ارتباط و تعامل می شوند . چگونه به زبان ESFP ها صحبت کنیم مستقیم حرف بزنیم و صراحت لهجه داشته باشیم . به در خواسته هایشان بلافاصله جواب بدهید .دوستانه باشید – آرام و راحت باشید . با آنها مودب باشید . آنها را شگفت زده کنید . چالشهای ویژه درون گراها ممکن است ESFP ها را بیش از اندازه طرف ارزیابی کنند و سر کردن به مدت طولانی با آنها را خسته کننده می دانند . فکریهای ممکن است ESFP ها را بیش از اندازه احساسی و در زمینه تصمیم گیری مشکل دار ارزیابی کنند . داوری کننده ها به این دلیل که ESFP ها از مهارت های سازمان دهی خوبی برخوردار نیستند با مشکل روبه رو می شوند . چگونه ISFP ها را شناسایی کنیم اشخاص آرام و محجوب هستند . بسیار حساس هستند . به دیگران توجه و علاقه دارند وقتی شما را بشناسند می توانند بسیار پر مهر و محبت باشند . علاقه ی به کنترل کردن دیگران با نفوذ گذاردن بر آنها ندارند لباسهای راحت می پوشند دوست ندارند توجه دیگران را جلب کنند . از رفتن به سینما ، کنسرت ، سایر فعالیتهای فرهنگی و ورزش هم لذت می برند . چگونه به زبان ISFP ها صحبت کنیم به خلوت آنها احترام بگذارید آنها را زیر فشار قرار ندهید . مشخص و صریح حرف بزنید . به نقطه نظرهایشان بها بدهید . با آنها بحث و مشاجره نکنید . کارها را ساده و تفریحی کنید . چالشهای ویژه برون گراها از صرف وقتی که باید با ISFP ها بکنند تا آنها به کاری مشغول شوند ناراحت می شوند . شمی ها ممکن است به این نتیجه برسند ک ISFP ها جز به زمان حاضر نمی توانند به زمان دیگری مثلا آینده توجه داشته باشند . داوری کننده ها ممکن است از ISFP ها از آن جهت ناراحت باشند که به انداز کافی جاه طلب نیستند . فصل 10: آشنایی با ادراکی ها چهار تیپ NT اشخاص با مشرب ادراکی به صلاحیت و شایستگی بیش از هر موضوعی بها می دهند ، به همین جهت می خواهند در هر کاری که می کنند عالی و کم نظیر ظاهر می شوند . توصیه هایی درباره برقراری ارتباط در حالی که همه ادراکی ها از ترجیحات شمی و فکری بودن برخوردارند ، بعضی از آنها برون گرا و بعضی دیگر درون گرا هستند . بعضی از آنها داوری کننده و گروی ملاحظه کننده می باشند . راهنمایی های عمومی برای برقراری ارتباط با ادراکی ها 1- کنجکاوی ذهنی انها را تشویق کنید 2- به تصویر و انگاره های بزرگ توجه کنید 3- از قیاس و استعاره استفاده کنید 4- به مواضع خود اطمینان داشته باشید 5- سازگار باشید و از همه اینها مم تر صلاحیت خود را نشان دهید چگونه ENTJ ها را شناسایی کنیم رفتاری مسئولانه دارند . بسیار دوستانه و اهل گردش و رفت و آمد هستندد . از انرژی فراوانی برخوردارند . به سرعت حرف می زنند . متفکران استراتژیک بزرگی هستند . اغلب سازمان یافته اند . از قاطعیت فراوان بهره دارند . این تیپ شخصیتی خلاق و نوآورر است . زبان پیچیده ایی دارند . در رشته های رهبری و مدیریت سطح بالا دیده می شوند . چگونه به زبان ENTJها صحبت کنیم مستقیما به سراغ موضوع بروید . قاطع باشید و ابراز وجود کنید .از ارائه روشهای بدیع و نوظهور هراسی به خود راه ندهید . کارتان را انجام دهید آماده باشید که از موضع خود دفاع کنید . اگر احساسات شما را جریحه دار کردند موضوع را مستقیما با آنها در میان بگذارید . چالشهای ویژه درون گراها ممکن است با این تیپ مشکل داشته باشند چون این تیپ شخصیتی می خواهد به سرعت و جسورانه نتیجه گیری کند .حسی ها ممکن است درباره قابل استفاده بودن ایده های جدید ENTJ ها تردید کنند . آنها باید افراد این تیپ را تشویق کنند که توجه و اقدامات واقع بینانه آنها برای موفقیت برنامه نیاز است .ملاحظ کننده ها ممکن است از تصمیم گیری سریع آنها ناراحت شوند . اما احتمالا احساسی ها بیشترین مشکل را با ENTJ ها دارند زیرا ممکن است احساست تحت تاثیررفتار آنها جریحه دار شود . چگونه INTJها را شناسایی کنیم این تیپ در میان تیپ های دیگر مستقل ترین هستند . معمولا ساکت و محتاط هستند در روابطشان با دیگران خونسرد هستند . از تحسین و تمجید بیش از اندازه خوششان نمی آید . جملاتشان طولانی و پیچیده است ممکن است حرفشان مبهم و غیر دقیق باشد زیرا به جزییات پروژه توجه چندانی ندارند .محافظ کارانه لباس می پوشند اما به نظر دیگران اهمیت نمی دهند . چگونه به زبان INTJها صحبت کنیم پیشنهادات خوبی به صورت کتبی ارائه دهید، انتظار نداشته باشید برای کار خوبی که انجام دادید بیش از اندازه تشویق شوید، از تمام کردن جملات انها خودداری کنید . چالشهای ویژه برون گراها از این که این تیپ مباحث را زیاد بررسی می کنند ناراحت هستند .از سرعت تصمیم گیری آنها هم رضایت ندارند . اما برون گراها باید در نظر داشته باشند اگر این گروه بدون فکر تصمیم گیری کنند جوابشان نه است . احساسی ها از سرد بودن این افراد ناراحت هستند . در مورد این تیپ سکوت همیشه به معنای رضایت است . ملاحظه کننده ها ممکن است انها را بیش از اندازه بی انعطاف ارزیابی کنند . حسی ها احتمالا بیشترین دشواری را با این تیپ دارند که علت آن ظرفیت آنها در زمینه خلاقیت است . چگونه ENTP ها را شناسایی کنیم این تیپ اغلب از جذبه خوبی برخوردارند ، پرشور و پر انرژی هستند دوستدار مردمند . در برقراری ارتباط از مهارت فراوان برخوردارند . بسیار خوب حرف می زنند . به شدت احساسات و عواطف خود را به نمایش می گذارند از بدن خود برای برقراری ارتباط با اشخاص استفاده می کنند . اغلب لباسهای خوب می پوشند و از تجملات کافی استفاده می کنند . چگونه به زبان ENTP صحبت کنیم آنها را با پرداختن به جزئیات کلافه نکنید ، به آنها امکان انتخابهای مختلف بدهبد ، تا زمانی که آماده نشده اند آنها را برای جواب دادن به سوال و تصمیم گیری زیر فشار قرار ندهید . انعطاف داشته باشید چالشهای ویژه درون گراها در برخورد با این تیپ گیج می شوند . برخورد و ارتباط احساسی ها با ENTP ها سطحی است . داوری کننده ها ممکن است از این که آنها تصمیم گیری نمی کنند و پای بند تصمیماتشان باقی نمی مانند ناراحت شوند . حسی ها ممکن است به این نتیجه برسند که این اشخاص خلاق و تخیلی غیر عملی هستند و نمی توانند موضوعات را جدی بگیرند . چگونه INTPها را شناسایی کنیم شناسایی این تیپ دشوار است زیرا این افراد به شدت خصوصی هستند و در مورد انتخاب افراد برای این که مسایلشان را با آنها در میان بگذارند بسیار انتخابی عمل می کنند . آنها می توانند به طور خصوصی ومستقل مسایل پیچیده را حل و فصل کنند . نظام فکری آنها پیچیده است در مواقعی نمی توانند نقطه نظرهای خود را به آسانی منتقل کنند .به خواندن کتاب ، تماشای فیلم و گوش دادن به موسیقی علاقه مندند . چالشهای ویژه برون گراها ممکن است از عمقی که آنها در مورد تحلیل هایشان به کار می برند ناراحت شوند . حسی ها ممکن است با پنداره های بلند مدت این تیپ مشکل داشته باشند و به نظرشان برسد که توضیحات آنها ضرورت ندارد . داوری کننده ها ممکن است احساس کنند که تعمق بیش از اندازه این تیپ ضرورت ندارد . احساسی ها بیشترین دشواری را با این تیپ دارند . احساسی ها باید بیاموزند که انتقادها و صحبت های این تیپ شخصیتی را شخصی به دل نگیرند . فصل 11 آشنایی با آرمان گراها : چهار تیپ NF کسانی که دارای مشرب آرمان گرایی هستند به منحصر بودن و بکر بودن توجه فراوان دارند و می خواهند معنای درونی تجارب زندگی خود را درک کنند .مانند ادراکی ها ، آرمان گراها شمی بودن را به حسی بودن ترجیح می دهند ، اما از آنجایی که آنها احساسی هستند با توجه به ارزشهای شخصی خود تصمیم گیری می کنند .بعضی درون گرا و جمعیدیگر درون گرا هستند به همین شکل بعضی داوری کنند و گروهی دیگر ملاحظه کننده می باشند . راهنمایی های عمومی برای برقراری ارتباط با آرمان گراها 1- به ماهیت همدلانه آنها توجه کنید 2- سعی کنید روابطی براساس تشریک مساعی با آنها ایجاد کنید . 3- دوستی آنها ر برای خود بخرید 4- به منحصر فرد بون آنها احترام بگذارید 5- با آنها رفتاری صمیمانه داشته باشید . چگونه ENFJها را شناسایی کنیم این تیپ پر انرژی ، دوستانه و حراف هستند . بسیار شمرده حرف می زنند و به همین خاطر سرآمد همه تیپ های ذیگر هستند . با سایر افراد تماس چشمی برقرار می سازد . دیگران را لمس می کند اهل بحث و گفتگو است . تایید و عدم تاییدش را در قیافه او می بینید .از زبان کلامی و غیر کلامی به راحتی استفاده می کنند .این تیپ شخصیتی از برخورد و رویارویی گریزان است و به راحتی عذر خواهی می کند و می بخشد . انها به کارهای یاری رسان و کمک کننده علاقه مندند . کارهایی مانند مشاوره و تدریس . نقش رهبری را برای خود انتخاب می کنند . چگونه به زبان ENFJها صحبت کنیم به آنها به طور کلامی بگویید که از کارشان قدردانی می کنید ، به تعهدات خود در قبال آنها پای بند بمانید ،آنها را به اسم کوچکشان صدا بزنید ،تا حد امکان از مواجهه و برخورد با آنها خودداری ورزید ،اگر پیشنهادی دارید دقت کنید که این پیشنهاد روی دیگران و آنها چه تاثیری بر جای می گذارد . چالشهای ویژه بعضی از درون گراها با این تیپ مشکل دارند و نمی توانند با انرژی و اشتیاق آنها بسازند . حسی ها ممکن است آنها را غیر واقع بین ارزیابی کنند ، ممکن است احساس کنند که آنها بیش از اندازه آرمان گرا هستند . ملاحظه کننده ها ممکن است تحت تاثیر علاقه ENFJها به نزدیک و صمیمی شدن ناراحت شوند . بیشترین مشکل از آن فکری هاست که معتقدند این تیپ بیش از حد احساسی و عاطفی هستند .فکری ها باید مراقب باشند که به ENFJها توهین نکنند . چگونه INFJها را شناسایی کنیم این تیپ افرادی پیچیده و خلاق هستند که احساساتی عمیق دارند ، اما شناسایی آنها گاه دشوار است . این افراد معمولا محجوب و خوددار هستند و در مواقعی نمی توانند به راحتی در برنام های اجتماعی شرکت کنند . آنها ترجیح می دهند که با اشخاص تک به تک صحبت کنند . آنها معمولا ابرازگر نیستند و اگر شغلی را انتخاب کنند به دشواری می توان آنها را متقاعد کرد که کارشان را تغییر بدهند . آنها به لباس گران قیمت اعتقادی ندارند . آنها به مشاغل فکری علاقه دارند و جزییات کار را به دیگران واگذار می نمایند . چگونه به زبان INFJ ها صحبت کنیم به آنها فرصت بدهید تا نقطه نظرهایشان فکر کنند ،در بیان نظر و برنامه هایشان به تصویر کلی و بزرگ اشاره کنید-در زمینه حل مسآله از آنها نظر بخواهید - صبر و شکیبایی به خرج دهید چالشهای ویژه بعضی از برون گراها تحمل فکری بودن ، تعمق کردن و با تانی کار کردن INFJها را ندارند . فکری ها این تیپ را بیش از اندازه حساس می دانند . ملاحظه کننده ها ممکن است INFJها را سمج ، مقاوم و بدون انعطاف ارزیابی کنند . حسی ها احتمالا بیشترین مشکل را با این تیپ دارند زیرا این تیپ شخصیتی می خواهد نقطه نظرهایش را به شکل نتایج ملموس ارائه دهد . چگونه ENFPها را شناسایی کنیم این تیپ به شدت تحت تاثیر ایده های نو انرژی می گیرند و دوستانه و اهل صحبت هستند . دوستان و آشنایان زیادی دارند . سیع و روشن هستند و اغلب از زبان برای جلب توجه دیگران استفاده می کنند .سریع حرف می زنند . کنجکاو هستند . مردمانی حساس و احساستی هستند . احساسات عمیق خود را با کسی در میان نمی گذارند. برای تفریح و سرگرمی با دوستانش صرف وقت می کند . چگونه به زبان ENFPها صحبت کنیم آماده باشید در باره موضوعات مختلف حرف بزنند و به سوالات بسیاری پاسخ گویند- خلاقیت آنها را تشویق و ترغیب کنید -بیش از اندازه رسمی و ساختار گرفته نباشید -به انها امکان انتخاب های فراوان بدهید -به خلوت آنها احترام گذارید چالشهای ویژه بعضی از درون گراها ممکن است با انرژی فراوان و سرعت کار زیاد این تیپ مشکل داشته باشند .فکریها ممکن است با رفتار با وفقه این تیپ شخصیتی دشواری داشته باشد . داوری کننده ها ممکن است در وادار کردن این تیپ برای انتخاب کردن مشکل داشته باشند . حسی ها هم احتمالا" بیشترین مشکل را با این تیپ شخصیتی دارند . چگونه INFP هارا شناسایی کنیم این تیپ بسیار آرمان گرا هستند به شدت تحت تاثیر ارزش های خود قرار دارند و آنقدرها تحت تاثیر شرایط مشکلات زمانه قرار نمی گیرند .بسیار اندیشمند هستند و کم و ملایم حرف می زنند . از زبان برای بیان عقاید خود به طور موثر استفاده می کنند . پرخاشگر نیستند . به کمک کردن به دیگران علاقه مند هستند . دوستان کمی دارند با غریبه ها سرد ظاهر می شوند . به هنرها – موسیقی – ادبیات و نقاشی علاقه مندند . چگونه به زبان INFPها صحبت کنیم در برابر انتقاد حساس هستند و همه چیز را شخصی ارزیابی می کنند - در صورت امکان باور صمیمانه خود را درباره ارزش موضوع با آنها در میان بگذارید - آنچه را آنها مهم می شمارند شما دست کم نگیرید - برای طرز تصمیم گیری آنها احترام قابل شوید - به آنها امکان بدهید تا در صحبت ها و برنامه هایشان تجدید نظر کنند و اصلاحات لازم را بدهند . چالشهای ویژه بعضی از برون گرها نمی توانند به راحتی با این تیپ کنار بیایند .لازم است که آنها از سرعت خود بکاهند . این تیپ به زمان فراوان احتیاج دارند . حسی ها ممکن است این تیپ شخصیتی را غیر عملی ارزیابی کنند و پیشنهادات آنها را غیر واقع بینانه بدانند . داوری کننده ها از بی سازمانی INFPها ناراحتند . فکریها هم باید تلاش کنند تا احساسات INFPها را جریحه دار نکنند . فصل 12 ختم مقال برای شروعی تازه شخصیت خوانی اشخاص مهارتی بسیار پیچیده است و مانند اغلب مهارت های جدیدا" فرا گرفته شده هر چه از آن بیشتر استفاده کنید. بر آن تسلط بیشتری پیدا می کنید . هدف اصلی ما در این کتاب این است که بتوانید با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنید و عداوت و دشمنی آنها را برای خود نخرید و خوشبختانه با چند اقدام می توانید از این دشواری نجات پیدا کنید و یا آن را به حداقل برسانید . 1- بی جهت نخواهید به دیگران بگویید که چقدر باهوش هستید . ممکن است با بیان توانمندی خود ، دوستانتان را موقتا" تحت تاثیر قرار دهید اما در بلند مدت به زبان خود کار کرده اید . 2- خودتان را یک ذهن خوان معرفی نکنید 3- هرگز نگویید از نکته ای که دیگران آن را خصوصی می دانند ، مطلع هستید 4- از مهارت های جدید خود محتاطانه استفاده کنید 5- همیشه به این نکته توجه داشته باشید که امکان اشتباه کردن شما هم وجود دارد . اگر از این پیشنهادات تبعیت کنید می توانید به طرز موثری از مهارت شخصیت خوانی اشخاص برای برقراری روابط و ارتباط بهتر استفاده کنید . خلاصه کنندگان : فاطمه گنجیان فرد – فاطمه مراد قلی رشته ی کارشناسی روابط عمومی اردیبهشت ماه 1392 زیر نظر استاد محترم دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی نویسندگان : پل تایگر و باربارا بارون – تایگر (1383) ، تکنیک های شخصیت خوان ، راهی برای ارتباط موثر- ترجمه مهدی قراچه داغی ، حسین رحیم منفرد - تهران :انتشارات پیک بهار، تعداد صفحات :238

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۳:٥۸ ‎ب.ظ | arshiweb | نظرات ()

ﺑﺎﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯿﺘﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﺤﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﻢﮐﻢ ﺫﻫﻨﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻟﺘﺎﻥ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﻋﻮﺕﮐﻨﯿﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﺣﺘﻤﺎًﮐﻤﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﮔﭗ ﺑﺰﻧﯿﺪ، ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﯾﺪ. ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻖﻭﺧﻮﯼ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠﺐ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺟﺎﻟﺐﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ. ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﮐﺴﯽ ﻋﻼﻗﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﮏ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﺩﻩﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ، ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻠﯽ، ﺣﺎﻝ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ. ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭﺭﺍ ﻫﻢ ﻓﺮﺍﻫﻢﮐﻨﯿﺪ. ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺑﮑﺸﺎﻧﯿﺪ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪﮐﺴﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪﺍﺵ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﺍﺫﯾﺖ ﺍﺳﺖ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮑﺸﺎﻧﯿﺪﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱﮐﺮﺩﯾﺪﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﺮﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻧﺪ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺩﻭﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﮐﻨﯿﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﮐﺴﯽ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ. ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻪﺭﻓﺘﺎﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻠﺘﺎﻥ ﻫﺮ ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺳﻌﯽﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺩﺏ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮﮐﺴﯽﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺣﺘﻤﺎً ﺗﺸﮑﺮ ﻣﻮﺩﺏ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺷﺮﻁ ﻋﻘﻞ ﺍﺳﺖ. ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻌﺮﯾﻒﻫﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﻮﺵﺗﯿﭗ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻧﻤﮏ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻓﺮﺩ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺍﺳﺖ، ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﺯﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﯾﻘﺸﺎﻥﮐﻨﯿﺪ ﺍﺑﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﺎﺻﯽ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎً ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ. ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ. ﺯﯾﺎﺩ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺣﮑﻢ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻧﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﯾﺎ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺒﺮﯾﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺐ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺑﺨﺮﯾﺪ. ﻣﻮﻗﻊ ﻏﺬﺍﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕﺣﺴﺎﺏ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ. ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻨﺪ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﻣﯿﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻭﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺧﺎﺹ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ. ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﺭﮐﻨﻨﺪﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻌﻤﻮﻼً ﻓﻘﻂ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯿﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﻫﻔﺘﻪ ﯾﮏ ﯾﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ. ﻭﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ. ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺮﺑﻪﺩﯾﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ، ﺳﻌﯽﮐﻨﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻓﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﻮﯾﺪ. ﺳﺎﮐﺖ ﻧﺎﯾﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﻧﺮﻭﯾﺪ. ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﯾﺪ. ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ. ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺎﻫﺎﺭﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ، ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺮﻭﯾﺪ. ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺟﻤﻊ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺟﺪﯾﺪ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﻋﻮﺕﮐﻨﯿﺪ، ﺣﺘﻤﺎً ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻗﯿﺪﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﯾﻤﯿﺘﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻪﺍﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﺩ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ، ﺑﻪﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﻭ ﺟﻠﻮ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ، ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻤﻌﺘﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﺲ ﮐﻨﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺑﯿﺎﯾﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ. ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﯾﺪ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯿﺘﺎﻥﮐﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﯾﺪﯾﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﺪ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﮏﻧﯿﮏ ﺑﺮﻭﻧﺪ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﯾﺎ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﺑﯿﺎﯾﺪ. ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﮐﺴﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ. ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻣﺘﺎﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﺪ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﻭﯾﺪ. ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺟﺪﯾﺪﺗﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺻﺒﺢﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭ ﯾﺎ ﻫﻤﮑﻼﺱ ﺟﺪﯾﺪﺗﺎﻥ ﺧﻮﺷﺘﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﺮﺍﻫﯿﺘﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﻃﻮﻼﻧﯽ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽﺁﯾﯿﺪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍﮐﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﻫﯿﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺘﺎﻥ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ. ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ/ﺍﮐﯿﭙﺘﺎﻥ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﻮﻧﺪ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﯾﺪ. ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﮐﻨﯿﺪ. ﻫﻤﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪﯾﺪ. ﺍﮔﺮﮐﺴﯽﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﭼﻮﻥ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻭﺯ. ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ. ﺭﻭﺍﺑﻄﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﮔﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﺪ، ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽﮐﻨﯿﺪ. ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺳﻌﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺮﻭﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻫﯿﺪ. ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ ﺍﺣﺘﻤﺎﻼً ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺭﺍﻫﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻋﻤﻮﻣﯿﺶ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻮﺩ. ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺗﺎ ﺣﺎﻼ ﺷﺪﻩ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﯾﮏ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺟﻮﺍﺑﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﻠﻤﺎﺕ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﮐﺎﻣﻼً ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎﺷﺪﮐﻪ ﺗﻤﺎﯾﻠﯽ ﺑﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻨﺪ، ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ، ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﺍﺳﻤﺸﺎﻥ، ﻭ ﮔﻔﺘﻦ “ﺍﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﯿﺘﺎﻥ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻢ” ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩﺍﯾﺪ ﯾﺎ ﻓﺮﺩ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻓﺘﺎﻥ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ، ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺸﺎﻥ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ. ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﻼﻡ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺪﯾﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﻑﺯﺩﻥ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺸﻮﺩ. ﻭ ﺭﻭﯾﮑﺮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ. ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻃﻮﺭﯾﮑﻪ ﺧﻠﻠﯽ ﺩﺭ ﺷﺨﺼﯿﺘﺘﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﺍﯾﺪﻩﻫﺎﯾﯽﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺫﮐﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﭘﺮﺣﺮﻑ ﯾﺎ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﯾﺪ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺻﯿﻪﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﻤﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺘﺎﻥ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﺒﻨﯿﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺎﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﺪ. ﻣﺜﻼً ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪﻃﻮﺭﮐﻠﯽ ﮐﻢﺣﺮﻑ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ. ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺸﺎﺵ ﻭ ﮔﺮﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﯾﺪ. ﺍﻣﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭﯼ ﺣﺎﻻﺕ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭﺣﯿﻪﺍﯼ ﺧﻮﺵﻣﺸﺮﺏ ﻭ ﺍﻫﻞﺗﻔﺮﯾﺢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪﻫﺎﯼﺯﯾﺮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺍﺣﺪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺧﺎﺹ ﻭ ﺣﺎﻼﺕﮐﻠﯽ (ﻣﺜﻼً ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ، ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ) ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﯾﻌﻨﯽ ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﯿﻢﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺻﻤﯿﻤﯽﺗﺮ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﯾﮏ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ“ﺻﻤﯿﻤﯽ”، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭ

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۳:۱٤ ‎ب.ظ | arshiweb | نظرات ()

ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪﺍﮔﺮ ﺑﯿﻦﺍﻓﺮﺍﺩ ، ﺳﮑﻮﺗﯽ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﻮﺩﺁﻧﻬﺎﭼﻮﻥ ﻫﻨﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺤﺚﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ،ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﺤﺚ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻣﺤﺎﻭﺭﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﻮﺩ ﺑﺤﺚ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻋﺎﺩﯼ ﻭ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻘﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺧﺒﺮﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﻧﻈﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﺳﻬﯿﻢ ﻭﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺍﺋﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﻨﯿﺪ، ﻧﻈﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻫﻢ ﺍﺯﺁﻧﻬﺎﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ ” ﭼﻪ ﺩﮐﻮﺭ ﺟﺎﻟﺒﯽ !” ” ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺭﻧﮓ ﺁﻣﯿﺰﯼ ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟!” ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺻﻠﯽ ﺑﺤﺚ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ : ۳- ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ” ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﺴﯽ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﯾﮏ ﻓﺮﺩﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﺑﺎﻋﺚﺁﺭﺍﻣﺶﻓﺮﺩﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺍﺩﺏ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺵ ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ۲- ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﺑﺎﺷﯿﺪ : ﺗﺮﺗﯿﺐ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ … ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﺳﺒﮏﺍﺻﯿﻞ ﻭ ﺭﺳﻤﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ” ﺷﺒﯿﻪ ﻣﺪﻟﻬﺎﯾﯽﮐﻪ ﺩﺭﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥﺍﺳﺖ، ﺷﻤﺎ ﺩﯾﺪﻩﺍﯾﺪ ؟! ” ﻭ ﺑﻪﺍﯾﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟” ﻭ ﺩﺭﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ” ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ( ﯾﺎ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺰﻧﯿﺪ )ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﻭﺍﻗﻌﺎ” ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪﺍﺯﮐﺪﺍﻡ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺧﺮﯾﺪﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ”ﺁﻥﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :”ﭼﻪﻟﺒﺎﺱ ﻗﺸﻨﮕﯽ ! ﺍﺯﮐﺠﺎﺧﺮﯾﺪﻩﺍﯼ ؟ ”، ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺎﺳﺦ ﺍﻭ ﮐﺎﻣﻞﺗﺮﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ :” ﭼﻪ ﻟﺒﺎﺱﻗﺸﻨﮕﯽ ” ﺧﻮﺏ ، ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ”ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ” ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ!” ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﺒﺎﺱ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻢ ﻧﻈﺮ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺮ ﮐﻨﯿﺪ : ﻣﺜﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ : ﻣﯽ ﺷﻮﺩ! ﺷﻤﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﺧﻮﺏ ! ﺳﮑﻮﺗﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻋﺼﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟! ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ” ﺍﯾﻦ ﻣﺮﻍ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﻣﺰﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺩﻟﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﯾﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ! ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﯽ ﻭ ﮐﺠﺎ ﺁﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯿﺪ ! ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺷﺎﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ، ﺷﻤﺎﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ” ﺍﯾﻦ ﻣﺮﻍ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﺳﺖ !” ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ۱-۲-ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺯﻣﺰﻩﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؟ ﺍﺻﻠﯽ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﺪ. ﺧﻮﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﯾﮏﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ، ﺑﺎﻼﺧﺮﻩ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ! ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻫﺪﻑ ﺍﺻﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﺩ. ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻮﺍﻻﺗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻫﺎﯼ ﺫﻫﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻫﯿﭻ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺻﻠﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ؟!! ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖﺍﺳﺖ ﮐﻪﺍﻭﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ” ﻧﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ” ﻭ ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﯿﺶ ﺗﺮﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎ ﻋﺒﺎﺭﺍﺗﯽ ﻣﺜﻞ : ﺷﻤﺎ ﺍﺻﻼ” ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻤﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯾﺪ ﮐﻪ :ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪﺍﯾﻦﺑﯿﻤﻪﺭﺍ ﺑﺨﺮﯾﺪ ؟!ﺣﺘﯽﺍﮔﺮﺑﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﯾﺎ ﻋﺪﻡ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺟﻨﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ . ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﻫﺪ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺷﻤﺎﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻠﻪﯾﺎﺧﯿﺮ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺏ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻃﺮﻑ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻭ ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﮐﻼﻡﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ ۱-۱ ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻂ ﮐﺎﺭﯼ : ۱- ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺻﻠﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﻪ ﺣﺎﺷﯿﻪ : ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﮔﻔﺘﮕﻮ : ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉﮐﻨﯿﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦﺣﺎﻟﺖﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ؟! ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺤﺚ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﺮﺩﯼ ﺑﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭﺍﺑﺘﺪﺍﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ، ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻧﮑﺎﺕ ﺯﯾﺮ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻨﺮ ﻓﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﺎﻭﺭﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ

 

منبع : zibasho.com

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۳:٠۸ ‎ب.ظ | arshiweb | نظرات ()

شاید بخشی از کم رویی شما ریشه در ساختار ژنتیکی تان داشته باشد. اما به نظر برخی از صاحب نظران یادگیری ( اکتساب از محیط) خیلی مهمتر است. چه بسیار کودکان با نشاط و سلامتی بوده اند که، بخاطر داشتن والدینی نالایق و بد زبان و یا بخاطر درگیر شدن با شرایطی آسیب زا، شخصیتشان به کلی دگرگون و ویران شده است. البته عکس این مورد هم صادق است! افراد ساکت، ترسو، گوشه گیری هم هستند که در اثر تماس با محیط مناسب به افرادی اجتماعی تبدیل شده اند. کسانی که به جنون یا توهم دچار باشند هم می توانند خوب شوند... البته به شرطی که ابزار صحیح در اختیارداشته باشند. در این مقاله شما را با ساختار ذهنتان و هم همچنین چگونگی تاثیر افکارتان بر روی روند رفتاری آشنا می سازیم سپس در مقاله بعدی به راهکارهای موثر در از بین بردن کم رویی خواهیم پرداخت. واقعیت این است که تمام جنبه های شخصیت شما تغییر پذیرند. قدم اول برای ایجاد تغییر این است که بفهمید چرا در هر لحظه کار خاصی را انجام می دهید. ذهن ما دائما اطلاعات گوناگونی را از طریق حواس پنج گانه دریافت و ذخیره می کند، حتی اطلاعات و مطالب بی اهمیت را. وقتی عقیده ای را دائما تکرار نمائیم آن عقیده بصورت " باور" در می آید و همین باورها روی نحوه درک ما از واقعیت و طرز رفتار ما تاثیر می گذارند. اگر شما در یک خانواده متعهد و مذهبی بزرگ شده باشید،همیشه شنیده اید که عدم صداقت منشاء بسیاری از گرفتاری ها می باشد و چون این عقیده بارها در ذهنتان تکرار شده است احتمالا آن را بدون هیچ مشکلی پذیرفته اید. جالب این است که وقتی شما عقیده و باوری را می پذیرید ذهنتان بطور خودکار پیام هایی که با آن عقیده جور نباشد را رد می کند و یا اصلا آنها را مطرح نمی کند. تنها راه برای تغییر دادن این باور این است که پیام هایی را به ذهن بفرستیم که بسیار قوی و محکم و غیر قابل چشم پوشی باشند. بطوری که مغز نتواند آنها را رد کند. راه دیگر آن است که این پیغام های جدید را بطور مستمر و با اطمینان در گوش ذهنمان تکرار نمائیم. با شناخت چنین قانون هایی است که می توانیم دو از درمانهای سریع بزنیم و ادعا کنیم که نصیحت هیچ تاثیر مفیدی بر جا نخواهد گذاشت. مغز شما همواره " تداعی یا پیوستگی "خاصی بین محرک ها و پاسخ ها ایجاد می کند و این تداعی ها را ثبت می نماید. بطوری که در آینده هرگاه با همان محرک یا حتی محرک هایی شبیه به آن مواجه شود بلافاصله پاسخ متصل شده و پیوند زده شده را در ذهن ایجاد خواهد کرد.وقتی این تداعی در مغز انجام میشود، هر قدر احساس شما در آن لحظه شدیدتر و قوی تر باشد، تداعی هم به شکل قویتر ایجاد و ثبت خواهد شد.مثل احساس فردی که با تجاوز جنسی مواجه شده باشد. به همین خاطر تجارب بعدی فرد مرتبا به این تداعی دامن می زند و حتی آن را تقویت می کند. این تاثیر" شرطی سازی" یا " ایجاد تکیه گاه ذهنی" نام دارد. حالا که با این الگو آشنا شدید، براحتی می توانید بفهمید ریشه کم رویی شما در کجاست. گاهی ما تعمیم های خطرناکی درباره خود یا دیگران بکار می بریم. " مثلا من جذاب نیستم." همین تصمیم ها و ادراکات، رفتار ما را شکل می دهند. تصمیم ها و ارزیابی های غلط، مستقیما به سیستم عصبی ما وصل اند و بر تمام کارهایی که ما انجام می دهیم نظارت دارند. شاید این عقیده در ابتدا احمقانه به نظر برسد اما واقعیت دارد. وقتی شما تجربه ای را در ذهنتان مرور می کنید، همان پاسخی را می گیرید که اگر این اتفاق واقعا می افتاد. بدترین دشمن شما: حالا که فهمیدید افکار چه قدرتی دارند، سراغ کاربردهای این طرز تفکر می رویم. ** از این به بعد هروقت شکست ها یا طرد شدگی هایتان رابه خاطر آوردید، هروقت خود را محکوم کردید و احساس تاسف نمودید بخاطر داشته باشید که با این کار مشکلتان را تقویت می کنید و به آن دامن می زنید. اگر به طور افراطی منفی گرا باشید، به سلامت خود آسیب خواهید رساند. ** هر وقت متوجه شدید بیشتر از 5 دقیقه است که احساس ناراحتی می کنید، بسرعت خودتان را مشغول کنید. مهم نیست چه کاری باشد. مهم این است که در برابر احساس ناخوشایندتان مقاومت کنید و آن را از خود برانید. ** در ضمن اگر گروهی از مردم هستند که هر وقت با آنهائید احساس بدی نسبت به خودتان پیدا می کنید، یا هرچه سریعتر راهی برای بهبود روابطتان پیدا کنید و یا رابطه تان را با آنها قطع کنید. همه ما در زندگی الگوهای رفتاری معینی داریم که با آن خو گرفتیم. مثلا اجتناب بعضی از مردم از حضور در اجتماع یک الگوست. اینکه احساساتمان را بروز نمی دهیم یا نمی توانیم از دیگران درخواست ملاقات کنیم و سپس خودمان را سرزنش می کنیم همه ی اینها بصورت الگو در زندگی ما رخنه کرده اما اگر این الگوهای مضر را همراه با درد یا رنجی همراه سازیم، می تواند این الگوهای محدودکننده را خنثی و بی اثر کند. بعنوان مثال فرض کنید به مهمانی دعوت شدید، با خود قرار گذاشتید که در این مهمانی باید با چهار نفر جدید هم کلام شوم و در آخر شماره تماس هایشان را برای ارتباط بیشتر بگیرید. قبل از مهمانی هم چنین قراری را با دو تن از دوستان خود مطرح کنید و یادآور شوید که اگر در پایان مهمانی موفق نشدید به هر کدام 20 تا 30 هزار تومان بعنوان جریمه خواهید داد. در این حالت شما باید رنج ملاقات و مصاحبت با آن چهار نفر را تحمل کنید. اما مهم این است که رنج پرداختن 30 هزار تومان به هر نفر، به مراتب دردناکتر است. به همین خاطر احتمالا با اولین کسی که در مهمانی می بینید، سر صحبت را باز خواهید کرد. من فکر می کنم که شما خجالتی ها، هرگز رنج زیادی را با کم رویی همراه نکردید. اگر چنین بود هرگز به این مشکل دچار نمی شدید. درست است که تنهایی رنج آور است اما ما با آن انس گرفتیم بعلاوه هنگام تنهایی لذت آرامش را هم حس می کنیم. اگر می خواهیم از شر تنها ماندن خلاص شویم باید ان را نوعی تهدید به شمار آوریم و از مواجه شدن با مردم نترسیم. منبع: نشریه پیام همدلی

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ | arshiweb | نظرات ()

هراس اجتماعی و نحوه درمان آن هراس اجتماعی نوعی اختلال اضطرابی میباشد که پس از افسـردگـی و اعـتـیاد به الـکــل مــتـداولـتـریــن اخــتـلال روانشنانختی محسوب میگردد. افـرادی کـه دچـار هـراس اجتماعی می بـاشنـد در مـوقعیـتهای اجتماعی اضطراب شدیدی را تجربه می کنند. این گـونه افراد از موقعیتهایی که امکان دارد از سوی دیگران مورد قضاوت و بررسی قرار گیـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بیـم دارنـد کـه مــورد قضاوت، ارزشـیابی، انتقاد، تحقیر و تمسخر دیگران واقــع گردند. البته اغـلب مـردم در موقـعیـتهای خـاص اجتماعی مـانند صحبت در جمع و یا ورود به یک مکان مملو از افراد نـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـی شـده و مــضطرب می گردنـد کـه ایـن نـوع تــرس همـگـانی بیـانـگر هـــراس اجتماعی نمیباشد. در صـورتی اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعی پیدا میکند که: 1- سبب گردد تا فرد از موقعیت هراس آور اجتناب کند. 2- هرگاه نتواند از آن بگریزد آن موقعیت را با استرس و پریشانی شدید تحمل میکند. 3- در زندگی روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه ای پدید می آورد: کار، تحصیل، خـانــواده و زندگی اجتماعی. افراد مبتلا به هراس اجتماعی از داشتن افکار نامعقول در رنج می باشند این گونه افراد معمولا از موقعیت های زیر وحشت دارند: 1- ترس از صحبت در جمع (متداولترین) 2- کانون توجه دیگران قرار گرفتن. 3- خوردن و آشامیدن در مقابل دیگران. 4- نوشتن و یا کار کردن در حضور دیگران. 5- پرسش کردن در یک جمع و یا گزارش دادن. 6- استفاده از توالت عمومی و وسایل نقلیه عمومی. 7- مورد انتقاد و اذیت دیگران قرار گرفتن. 8- ملاقات با افراد مهم مانند کارفرما، مدیر، رییس. 9- ارتـبـاط بـا دیـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به میهمانی رفتن، شلوغـی، آغاز گفتگو ، خرید رفتن 10- طرز تفکر افراد نسبت به وی. 11- در حضور دیگران دچار اشتباه گردد. علائم هراس اجتماعی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هنگامی که فرد در معرض موقعیت هراس آور واقع میگردد دچار این علایم میگردد: 1- چهره افروخته، لرزش بدن، خشکی دهان و گلو، تیک عصبی، افزایش ضربان قـلـــب، تعریق کف دستها، احساس سرگیجه و حالت تهوع، درد شکم، سر درد، تنفس سریع و کم عمق. 2- احساس میکند حرفی برای گفتن ندارد. 3- احساس بلاتکلیفی و عدم اعتماد بنفس . 4- افکار منفی : خـودم را ملعبه دست دیگران کردم. جـز بـه افـکار مـنفی و بـازخوردها و واکنشهای منفی دیگران و خود اضطرابی نمیتواند تمرکز کند. 5- درک این موضوع که این افکار نامعقول میباشند. 6- میل شدید به گریختن از محل ترسهای برخاسته از هراس اجتماعی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- نگرانی از آنکه دیگران متوجه علایم اضطرابی گردند مانند: تـعریـق و جـمـلات از هــم گسیخته. 2- ترس از آنکه احمق، مضحک و نادان بنظر برسد. 3- ترس از آنکه فردی ساکت، کسل کننده و خسته کننده بنظر آید. 4- ترس از آنکه از نظر اجتماعی بی کفایت تلقی گردد. قبل و بعد از موقعیت استرس زا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فرد نه تنها در لحظه موقعیت استرس زا دچار اضطراب می گردد، بـلـکه پـیش از وقوع آن حتـی از یــک هفته مانده به آن صحنه استرس زا را پیش بینی کرده و اضـطراب وی آغـاز می شود. پس از پاین یافتن واقعه نیز عملکرد و گفته های خود را مورد ارزیابی قرار داده و معمولا از آنها رضایت کامل نداشته و خود را مورد نکوهش قرار می دهد. هرگاه هراس اجتماعی فرد درمان نگردد، عواقب زیر را بدنبال خواهد داشت: 1- مصرف مشروبات الکلی برای غلبه بر اضطراب. 2- استفاده از داروهای آرامبخش. 3- افسردگی. 4- مشکل در ایجاد و تداوم ارتباط با دیگران. 5- محرومیت از فرصتهای شغلی و تحصیلی. 6- انزوا و کناره گیری از خانواده و اجتماع. 7- افکار خودکشی. روشهای درمان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- تکنیک های غلبه بر اضطراب: شـامـل ریـلـکس کـردن عـضـلات، تـنـفس عـمیق و آهستـه، مدیتیشن و تصویر سازی ذهنی میباشد. 2- آموزش مهارتهای اجتماعی: الگو سازی رفتار های مناسب،پس از آن تمرین آنها در فعالیتهای واقعی زندگی. 3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو کرده و ترس وی را اینگونه کاهش میدهند. 4- دارو: آرام بخشها، داروهای ضد افسردگی و سرکوب کننده سرتونین. 5- مشارکت در فعالیتهایی که اعتماد بنـفس و حـس امـنـیـت فـرد را افـزایش میدهد. 6- به چالش طلبیدن افکار نامعقول و مثبت اندیشی.

 

منبع :mardoman.net

۱۳٩٢/٩/٢٤ | ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | arshiweb | نظرات ()

درباره وبلاگ

یه سری مطالب که بهشون نیاز دارم
منو وبلاگ
نويسندگان
طراح قالب
امکانات وب